تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
( 31094 - 31073 )

[ شرح ]

مراد از واژه ناظر در جمله ناظر قلب اللّبيب چشم بصيرت انسان است . آشكار است انسان راه سعادت خود را با چشم دل مىبيند ، وهدف ومقصدى را كه در اين راه تعقيب مىكند با ديده بصيرت مىنگرد ، منظور از غور ونجد راههاى خير وشرّ است ، چنان كه در قول خداوند متعال كه فرموده است :
« وَهَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ
« 1 » » نجدين به همين دو راه خير وشرّ تفسير شده است ، تعبير قرآن مجيد در اين باره كوتاهتر ، وعبارت غور ونجد به آنچه در اين جا منظور است مناسبتر است ، زيرا غور كه عبارت از گودى ومكان پست است ، تعبيرى مناسب براي افتادن از بلندى در دركات جحيم است . مقصود از داعى پيامبر گرامى ( ص ) وآنچه قرآن بدان ناطق وهمچنين سنّت نبوي است ، ومراد از راعى نفس نفيس خود آن حضرت مىباشد . امام ( ع ) دستور مىدهد كه نخستين را كه دعوت پيامبر ( ص ) وقرآن وسنّت است بپذيرند ، ودوّمين را كه خود آن حضرت است پيروى كنند . وجوب دعوت خداوند وپيامبرش ( ص ) به حكم خداوند متعال در آية شريفه
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ
« 2 » » روشن است ، وپيروى از كسى كه خداوند وپيامبرش ( ص ) متابعت أو را واجب داشته‌اند نيز واجب است . ( 31118 - 31095 )

فرموده است : قد خاضوا بحار الفتن .

ممكن است اين عبارت اشاره به أحوال كساني باشد كه نزد شنوندگان شناخته هستند مانند معاوية وأصحاب جمل وخوارج ، ويا اين كه از سخنان پيش منقطع ، ودنباله گفتارى باشد كه سيّد رضىّ رضوان الله عليه آن را نقل نكرده است ، يكى از شارحان همين نظر را برگزيده وگفته است : اين سخن در باره گروهى از أهل ضلالت است كه امام ( ع ) به نكوهش وبيان گمراهيهاى آنها
هامش
( 1 ) سوره بلد ( 90 ) آية ( 10 ) يعنى : . . . وراههاى خير وشرّ را به أو بنموديم ؟ ( 2 ) سوره أنفال ( 8 ) آية ( 24 ) يعنى : اى كساني كه ايمان آورده‌ايد دعوت خدا وپيامبر را بپذيريد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مىخواند كه به شما زندگى مىبخشد .