لمس با حواسّ ودر حجاب قرار گرفتن از لواحق أمور ممكن ومصنوع است ، وچيزهايى است كه شايسته ممكنات وسزاوار آفريدگان مىباشد ، امّا وجود لا يزالى كه هيچ گونه شبيه ومانندى ندارد ، منزّه از درك با حواسّ بوده وبرتر از اين است كه چيزى مانع ظهور وپيدايى أو شود ، واينها از ويژگيهاى صانع اوّل وواجب الوجود است ، وأو است كه بدينها سزاوار ، وأوصاف أو با صفات ممكنات در تضادّ مىباشد ، مراد از حادّ آفريننده حدود ونهايات است كه در اين مورد صانع گفته مىشود ومفهوم صفت صانع غير از صفت ربّ است ، زيرا در مفهوم ربوبيّت مالكيّت داخل است ليكن در معناى صنع مالكيّت دخالت ندارد .
ششم : در باره يگانگى خداوند است كه برهان آن پيش از اين ذكر شد .
اين كه فرموده است : وحدانيّت خداوند ، وحدت عددي نيست ، مراد اين است كه يگانگى أو به معناى وحدتي كه مبدأ كثرت وشمارش است نيست ، چنان كه واحد در آغاز اعداد است ، وهمان گونه كه پيش از اين گفتهايم واحد ، مشترك لفظي است ومعاني بسيارى دارد ، وتوضيح دادهايم كه اطلاق واحد بر خداوند متعال داراى چه معناست ، وروا نيست وحدانيّت خدا به معناى واحدى كه مبناى عدد است ، باشد ، بلكه مدلول آن اين است ، كه خداوند را در وجود ، ثاني وتالي نيست ، ودر ذات أو به هيچ روى كثرت ذهني وخارجي وجود ندارد ، وهمه كمالات در أو موجود است ، وآنچه شايسته ذات مقدّس اوست با لذّات وبالفعل داراست .
هفتم : اين كه خداوند متعال در آفرينش آفريدگان منزّه از حركت وتحمّل زحمت است ، وما در ذيل خطبه اوّل شرح آن را داده ومتذكّر شدهايم كه اينها از لواحق جسم است وخداوند متعال از جسميّت وعوارض آن منزّه است .
هشتم : اين كه خداوند شنواست نه به آلت ، يعنى نه به وسيله گوش ، در ضمن شرح خطبه اوّل اين معنا توضيح داده شده است .
نهم : اين كه خداوند بيناست نه به تفريق آلت ونظر انداختن ، تفريق آلت ،
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 425
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٤٢٥