( 30511 - 30505 )
سوّم : اين كه خداوند متعال هيچ گونه شبيه ومانند ندارد ، امام ( ع ) در آن جا كه فرموده : وباشتباههم على أنّه لا شبيه له به
اين موضوع اشاره كرده است ، مراد از اشتباه ، مشابهت وهمگونى مردم در نيازمندى به مؤثّر ومدبّر است ، طريق استدلال اين مطلب اين است كه : اگر خداوند متعال بىنياز از مؤثّر است ، أو را در اين بىنيازى هيچ شبيه ومانندى نيست ، وچون مقدّم اين قضيّه درست است ، تالي آن نيز درست وثابت مىباشد . گفته شده كه مراد نفى مشابهت أو به مردم در جسميّت وجنس ونوع واشكال ومقادير وألوان ومانند اينهاست ، امّا بارى تعالى مندرج در ذيل هيچ جنسي نيست ، واز تركيب كه مستلزم امكان است منزّه مىباشد ، همچنين در دايره هيچ نوعي نمىگنجد ، زيرا نوع در داشتن عوارض ، نياز به غير دارد ، ونيز أو جلّ وعلا داراى مادّه نيست ، زيرا مادّه مستلزم تركيب است ، بنا بر اين خداوند در هيچ يك از أمور مذكور ، شبيه ومانندى ندارد ، ودليل نخست در نفى شبيه اعمّ وفراگيرتر است .
( 30518 - 30512 )
چهارم : اين كه أنّ المشاعر لا تستلمه
يعنى حواسّ نمىتواند أو را لمس كند ، زيرا لمس مشاعر مستلزم ثبوت جسميّت واعراض قائم به آن است وچون ذات أقدس بارى تعالى از جسميّت ولواحق آن پاك ومنزّه است برتر از آن است كه حواسّ ، أو را لمس وادراك كند .
پنجم : پردهها أو را حاجب وحايل نيست ، وهيچ چيزى مانع ظهور وپيدايى أو نمىشود ، زيرا پرده وحجاب از لوازم چيزى است كه داراى جهت وجسميّت باشد ، وچون بارى تعالى مبرّا از جهت وجسميّت است از پرده وحجاب محسوس نيز منزّه مىباشد .
( 30567 - 30519 )
فرموده است : لافتراق الصّانع والمصنوع . . . تا والمربوب .
اين تعليل به جملاتى كه در پيش گفته شده برگشت دارد ، زيرا براي هر يك از صانع ومصنوع اوصافى است كه شايسته آنها بوده ، وبدانها شناخته شده ، واز يكديگر جدا وممتاز مىشوند ، از اين رو مخلوق بودن وحدوث ومشابهت ،
و