تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
أو يگانه است نه به وحدت عددي ، آفريننده است نه با حركت وتحمّل زحمت ، شنواست نه با ابزار گوش ، بيناست نه با گردش چشم ، حاضر است نه با تماسّ وملاقاة ، جداست نه با دورى وفاصله ، پيداست نه با ديدن چشم ظاهر ، پنهان است نه به سبب خردى ولطافت ، از همه چيز جداست چون بر همه اشيا غلبه وقدرت دارد ، وهمه چيز از أو جداست چون همه اشيا در برابر أو فروتنى وبه سوى أو رجوع دارند ، هر كس أو را به صفت آفريدگان توصيف كند برايش حدّ قائل شده ، وكسى كه أو را محدود كند أو را بر شمرده ، وكسى كه أو را بر شمارد جاودانگى أو را انكار كرده است . وهر كس بپرسد أو چگونه است ؟ توصيفش را خواسته وهر كه بگويد كجاست ؟ أو را در مكان قرار داده است ، عالم بوده در آن هنگام كه معلومى نبوده ، پروردگار بوده در آن زمان كه پرورده‌اى وجود نداشته ، قادر وتوانا بوده پيش از آن كه مقدوري آفريده شده باشد . »

[ شرح ]

( 30493 - 30480 ) امام ( ع ) در اين خطبه ، خداوند را به اعتبار برخى از أوصاف أو حمد وثنا گفته وستايش كرده است ، ودر گفتار آن حضرت مباحثى از علوم الهى است : اوّل : اشاره به هستى پروردگار متعال است كه واجب الوجود مىباشد ، ( 30499 - 30494 ) در اثبات وجوب وجود حقّ تعالى معمولا دو روش وجود دارد : 1 - اثبات هستى أو با نگرش در نفس وجود ومطلق هستى ، اين موضوع در مباحث زير منحصر مىشود : توضيح اين روش اين است كه : در وجود موجود هيچ شكّى نيست ، حال اگر اين موجود واجب الوجود باشد ، يعنى وجودش نياز به علّت نداشته باشد مراد ما حاصل است واگر ممكن الوجود است ، نيازمند به مؤثّر وموجد است ، بنا بر اين كه علّت نياز ممكنات به موجد ، نفس امكان باشد ، در صورت أخير كه موجود ممكن الوجود ونيازمند به غير باشد دور يا تسلسل لازم مىآيد ، واين هر دو باطلند ، امّا بطلان دور « 1 » به اين شرح است كه : اگر دو چيز
هامش
( 1 ) تسلسل در اصطلاح فلسفه عبارت است از ترتيب أمور غير متناهي به نحوى كه مرتبه لا حق مترتّب بر مرتبه سابق باشد ودر ترتّب وجودي به يكديگر پيوسته باشند .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 420 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم