اين جا بدين معناست كه اگر عدّه اندكى از مردم در صدد دفع آن برآيند در غبار اين فتنه نابود خواهند شد ، چه رسد به اين كه بتوانند با انبوه آنها در آويزند امّا منظور از ركبان ( سواران ) جمع كثيرى از مردم است كه بر اثر اين آشوب ، ودر نتيجة مقابله با آن هلاك خواهند شد ، گفته شده مراد از وحدان ( افراد ) دانشمندان وافراد برجسته زمان است ، چنان كه گفته مىشود : فلان ، يگانه روزگار خويش است ، ومقصود از غبار ، شبهاتى است كه چشمان آنان را از مشاهده حقّ پوشانيده است . در هر حال ركبان كناية از جماعتى است كه داراى نيرو وقدرت باشند ، وهنگامى كه اينها در برابر فشار اين فتنه وأمواج آن نابود شوند ، حال كساني كه فاقد نيرو وجمعيّت مىباشند روشن است ، مراد از مرّ القضاء يا مقدّرات تلخ ، كشتار واسارت ومانند اينهاست ، واين كه پيدايش حوادث كه ظاهرا زماني زيانآور وگاهى سودمندند ، بنا بر قضاى الهى وتقديرات آسمانى است آشكار مىباشد ، صفت حلب ( دوشيدن ) را براي اين حادثه به مناسبت شباهت آن به ناقة استعاره فرموده ، وكناية از ريختن خونهاى بسيار در اين آشوب است ، منظور از منار الدّين نشانههاى دين ، علما ودانشمندان مىباشد وممكن است مراد قوانين وأصول كلّى دين بوده باشد وشكست آن ، كشتار علما وويران ساختن پايههاى دين وعمل نكردن به احكام آن است ، وعقد اليقين عبارت است از اعتقاد راسخى كه انسان را به مرتبه علم اليقين يا عين اليقين برساند ، واين همان اعتقادي است كه مطلوب شريعت ، وموجب رسيدن به جوار قرب خداوند است ، ونقض اين عقد ، ترك عمل به مقتضاى آن ودگرگون ساختن آن است ، أكياس يا هوشمندانى كه از اين حادثه گريزان مىشوند دانشمندان وخردمندانى مىباشند ، كه از عقل سليم برخوردارند ، بارى اين إشارات همگى دلالت دارد بر فتنه مغولها كه ما پيش از اين بيان كرديم ، آشكار است كه منظور از تدبّرها الأرجاس نفوس پليد وناپاك است ، وشيطان با ظاهر گردانيدن پليديهاى اين نفوس در حركات واعمال آنها ايجاد فساد وتباهى مىكند ، وبه مقتضاى شرع
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 414
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٤١٤