تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
از سرمست شدن به نعمتهاى دنيا بپرهيزند ، واز كيفر كفران نعمت ومصيبتهاى آن بر حذر باشند ، پس از آن تذكّر مىدهد كه هنگامى كه كارها بر آنها مشتبه مىشود ، وخبر را به دو گونه روايت مىكنند ، وشبهه‌هاى فتنه برانگيز پديد مىآيد ، در گزينش راه ، تأمّل ودرنگ كنند ، وحقيقت را روشن گردانند ، مانند شبهه قتل عثمان كه جنگهاى جمل وصفّين وخوارج از آن به وجود آمد ، واژه قتام را كه به معناى غبار است براي اين گونه أمور مشتبه استعاره آورده است ، وجه مناسبت اين است كه انساني كه دچار امر مشتبه ودرهم وبرهم مىشود نمىتواند حقيقت را دريابد ومانند كسى است كه در فضاى پر از گرد وغبار گرفتار شده ونمىتواند راه به جايى برد ، منظور از اعوجاج فتنه ، ظهور نابهنگام ودگرگونى آن است ، واژه جنين ممكن است به معناى حقيقي آن باشد ، يعنى هنگامى كه طليعه آن پديدار وآنچه بر شما پوشيده است آشكار گردد ، وجمله ظهور كمينها نيز به همين معناست ، يعنى زماني كه پنهان آن ظاهر شود ، ومحتمل است كه استعاره ومجاز باشد ، در جمله‌هاى وانتصاب قطبها ومدار رحاها منظور از قطب فتنه ستمگران وگردنكشانى است كه اين فتنه وآشوب را به پا كرده ، ومحور اين رويدادند ، واين به طريق استعاره است ، ومراد از انتصاب ، قيام اين گروه براي بر - پا كردن اين فتنه است ، همچنين واژه مدار در عبارت مدار الرّحى را براي كساني استعاره آورده كه آسياى اين فتنه بر گرد وجود آنها مىچرخد ، واينان كارگردانان وسپاهيان آنند ، كه به منزله محور اين آسيا بوده ، واين آشوب وبلوا به كوشش آنها برپاست ، سپس امام ( ع ) خبر مىدهد كه اين رويداد به تدريج در پنهانى آغاز مىشود ، منظور از مدارج دلهاى كساني است كه نيّت بر پايى اين آشوب ، وقصد برانگيختن آن را دارند . بارى اين گفتار به فتنه بنى اميّه اشاره دارد كه مبدأ آن شبهه واختلافى بود كه پس از كشته شدن عثمان به وجود آمد ، وهيچ يك از أصحاب چگونگى ومشخّصات آن را پيش بيني نمىكرد ، وتنها مىدانستند كه پيامبر خدا ( ص ) از وقوع