تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
آشكار ، وپنهان آن نمودار ، ومحورش بر پا مىشود ، وآسيايش به گردش در مىآيد تأمّل ودرنگ كنيد ، اين فتنه اندك اندك ودر پنهانى آغاز ، وبه رسوايى بزرگ آشكارى منتهى مىشود ، سرعت رشد وفزايش آن مانند رشد جوانان ، وآثار آن همچون اثر ضربه سنگ سخت بر پيكر انسان است ، اين فتنه را ستمگران در دورانها براي يكديگر به ارث مىگذارند ، نخستين آنان رهبر واپسين ، وواپسين آنها رهبر نخستين است ، آنان براي به دست آوردن دنياي پست بر يكديگر سبقت مىجويند ، وبر سر مردارى گنديده مانند سگان به جان هم مىافتند ، وديرى نمىگذرد كه پيرو از رهبر ، وپيشوا از پيرو بيزارى مىجويد ، وبا خشم وكين از يكديگر جدا مىشوند ، وبه هنگام ديدار ، همديگر را لعنت مىكنند . پس از اين ، فتنه‌اى تكان دهنده وشكننده وپر شتاب آغاز مىشود كه بر اثر آن دلهايى كه از ثبات واستقامت برخوردار بوده ، دچار كژى وانحراف مىشود ، ومردانى كه در طريق درستى وراستى گام بر مىداشتند ، به گمراهى مىافتند ، به هنگام هجوم اين فتنه ، خواستهاى مردم جوراجور وناهماهنگ مىشود ، ودر موقع ظهور آن ، أفكار ، پريشان ودرهم وبرهم مىگردد ، هر كس در برابر آن مقاومت كند پشت أو را مىشكند ، وهر كس در راه سركوب آن بكوشد لگد كوب مىشود ، در اين آشوب ، مردم مانند خران وحشى در رمه يكديگر را به دندان مىگزند ، ورشتهء نجات بخش الهى لرزان شده از هم مىگسلد ، وچهره حقيقت پوشيده مىگردد ، حكمت ودانش از ميان مىرود ، وستمگران مدّعى آن شده از آن سخن مىگويند ، أسب اين فتنه بيابان نشينان را با حلقه لگام خود مىكوبد ، وبا ضرب سينه‌اش آنها را له مىكند ، افراد در غبار آن ناپديد مىشوند ، وسواران در راه آن نابود مىگردند ، اين فتنه از قضاى آسمانى با تلخى فرا مىرسد ، وخونهاى تازه وپاكيزه را مىريزد ، ودر ستون دين رخنه پديد مىآورد ، ويقين را از دلها مىزدايد ، خردمندان دور انديش از آن مىگريزند ، وپليد مردان به تدبير أمور آن مىپردازند ، اين فتنه‌اى پر رعد وبرق است ، وبراي رسانيدن فشار وسختى ، دامن خود را بالا زده است ، در اين فتنه