تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
بَرِيئُهَا سَقِيمٌ وَظَاعِنُهَا مُقِيمٌ ( 30413 - 30143 )

[ بخش أول ]

[ لغات ]

( مداحر ) : جمع مدحر ، وسيله طرد كردن ودور ساختن ( مخاتل ) : أسباب فريب وآنچه شيطان به وسيله آن خيال انسان را بر مىانگيزد كه گمان كند آن كار سودمند است . ( قَتَامِ ) : به فتح تاف ، غبار ( فظاعة ) : كارى كه سخت از حدّ خود بگذرد ( يتزايلون ) : از يكديگر جدا مىشوند ( مريحة ) : بد بو ( نجومها ) : طلوع آن ( تكادم ) : با دندان گاز گرفتن ( مسحل ) : سوهان ونيز به معناى حلقه دهنه لجام است ( بوائق ) : جمع بائقه ، مصيبتها ( عشوة ) : ابر مبهم وتاريك ( سلام ) : سنگ سخت ومفرد آن سلمه به كسر سين است ( أشرف لها ) : براي دفع آن برخاست ( عانة ) : رمه گور خر ( وحدان ) : جمع واحد است ( عبيط ) : خالص وتازه

[ ترجمه ]

« براي به دست آوردن چيزهايى كه شيطان را از ما براند ، ودور كند ، از أو يارى مىطلبيم ، وبراي مصونيّت از افتادن در دام نيرنگهايش از أو درخواست كمك مىكنيم ، گواهى مىدهم كه جز خداوند يكتا هيچ معبودى وجود ندارد ، وشهادت مىدهم كه محمّد ( ص ) بنده وفرستاده وبرگزيده وپسنديده اوست ، برترى وبزرگوارى أو را مانندى نيست ، وفقدان أو را جبرانى نمىباشد ، شهرها به مقدم وجود أو روشن گشت پس از آن كه ضلالتي پر از تيرگى آنها را فرا گرفته ، وناداني بر همگى چيره گشته ، ودرشتخويى وددمنشى بر همگى غلبه يافته بود ، مردم حرام را حلال مىشمردند ، ودانشمند را خوار مىداشتند ، در دورانى كه پيامبران نبودند مىزيستند ، وبر آيين كفر وبىدينى مىمردند . اكنون اى مردم عرب شما هدف تير بلاهايى هستيد كه وقوع آنها نزديك شده است ، از مستيهاى نعمت بپرهيزيد واز سختيهاى كيفر بر حذر باشيد ، در گرد وغبار شبهه ، وكژى وناهموارى فتنه ، هنگامى كه اندرون آن
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 405 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم