وگريز است .
پس از اين امام ( ع ) به آنان تذكّر مىدهد كه از ائمّه ضلال وپيشوايان طريق گمراهى دورى كنند وبه آنان هشدار مىدهد كه شما به رشد وصلاح ومعرفت صحيح آگاهى نداريد ، وبه ميثاق كتاب خدا پايبند نيستيد وبه كتاب خدا تمسّك كامل نجستهايد مگر هنگامى كه اين گمراهان ورهزنان طريق هدايت را بشناسيد . وشرط شناخت رشد وصلاح اين است كه تارك آنها شناخته شود ، زيرا معرفت كامل به چگونگى آنها بلكه معرفت هر چيزى منوط به شناخت شكوك وشبهاتى است كه موجب بروز دو دلى وپراكندگى وترك عمل بر وفق آن شده است ، وچون راه حقّ وصواب همان است كه آن حضرت وپيروان أو برآنند ، وآنهايى كه اين طريق را ترك كردهاند همان مخالفان وكساني هستند كه در امر خلافت با آن حضرت به دشمنى ونزاع برخاسته ورهبرى أهل ضلالت را دارند ، لذا شناخت كامل حقّ وصلاح ورشدى كه آن بزرگوار به آن دعوت مىكند منوط به شناخت دشمنان آن حضرت شده است ، واگر كسى كه جوياى حقّ است اين را بداند معرفتش كامل مىشود ودر راه صواب گام برخواهد داشت واز كسى كه از اين راه منحرف است دورى خواهد گزيد ، اخذ به ميثاق كتاب يعنى تمسّك به قرآن وعمل به احكام آن ، كه مشروط به شناخت كساني شده است كه اين ميثاق را نقض وبه نزاع با آن حضرت پرداختهاند نيز همين معنا را دارد ، يعنى پيروى آن بزرگوار در آنچه طبق كتاب خدا عمل مىكند كامل نيست ، مگر اين كه شبهات كساني كه با برداشت نادرست از قرآن دچار شبهه شده وحكم آن بزرگوار را نقض كردهاند دانسته شود ، وچون به فساد شبهه وگمراهى آنها آگاه شوند ، از روى بصيرت به ميثاق كتاب تمسّك جويند وبدانند كه آنها ناقض كتاب خدايند ، واز آنها دورى اختيار كنند ، عبارت ولن تمسّكوا به حتّى تعرفوا الّذي نبذه نيز به همين معناست ، يعنى تمسّك به كتاب خدا واجراى ميثاق آن منوط است به اين كه كساني كه قرآن را به پشت سر انداختهاند شناخته شوند ودانسته شود كه اينها
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 375
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٣٧٥