تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
لذّت در يك زمان هم براي أو ممتنع است . مثلا در يك وقت نمىتواند هم غذا بخورد وهم با زن مباشرت كند ، يا در آن وقت كه از لذّت خوراك برخوردار است از لذّت آشاميدن نيز بهره‌مند شود ، ويا در همان هنگام كه بر بستر نرم خود آرميده است سواره عازم تفرّج وگردش باشد ، وخلاصه اين كه استفاده از هر يك از لذّتهاى جسماني مستلزم رها كردن لذّتهاى ديگر است ، اكنون بايد گفت نعمتي كه مايه از دست دادن نعمت ديگر است در حقيقت نعمتي لذّت بخش نيست . عبارت ولا يعمّر معمّر منكم . . . تا أجله نيز به همين معناست ، زيرا انسان زماني از ادامه زندگى وباقي بودن عمر در يك روز معيّن شاد مىشود كه يك روز از ايّام عمرش سپرى شده باشد ، وبا تباه گشتن يك روز از ايّام زندگى شادى بر بقاى وجودش ، در واقع شادمانى بر نزديكى أو به آستانه مرگ مىباشد ، وآنچه مستلزم نزديك شدن به مرگ وپايان زندگى است در دل عبرت بين لذتى ندارد ، همچنين است گفتار آن حضرت كه : ولا تجدّد له زيادة في أكله إلّا بنفاد ما قبلها من رزقه مراد از رزق ، روزى معلوم ومعيّن اوست ، واين همان است كه مثلا خورده يا پوشيده است ، زيرا آنچه را نخورده است ممكن است روزى وبهره ديگرى باشد ، ومىدانيم كه انسان لقمه‌اى از طعام برنمىدارد مگر اين كه لقمه پيش فانى واز ميان رفته باشد ، پس در اين صورت از خورد وخوراك تازه‌اى بهره‌مند نمىگردد مگر اين كه روزى سابق أو به پايان رسيده باشد ، وآنچه مستلزم پايان يافتن روزى است ، در حقيقت لذّت بخش وگوارا نمىباشد ، واژه أكله با ضمّ اوّل نيز روايت شده است ، ومحتمل است مراد اين باشد كه اگر از سويى روزى تازه‌اى متوجّه خود بيند وبراي به دست آوردن آن رو آورد ، اين توجّه أو مستلزم انصراف از عوايدى است كه از جهات ديگر نصيب أو بوده وموجب انقطاع روزى أو از سوى ديگر است ، بايد دانست كه ألفاظ مذكور دلالت بر تعميم وكليّت ندارد ، وصدق آن هر چند بر برخى از مردم ثابت است وگفتار آن حضرت كه : ولا يحيى له أثر إلّا مات له أثر نيز همين معنا را دارد ، منظور از اثر ممكن است ذكر خير ويا كار
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 355 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم