تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
سپيد گردد كناية بر همين معناست ، وجمله صبغت به خلائقه به معناى اين است كه ارتكاب منكرات ملكه أو گشته وخلق وخوى أو شده است ، واژه مزبدا يعنى : در حالي كه كف بر دهان دارد براي أو استعاره شده وبدين طريق به بحرى متراكم تشبيه شده است بدين سبب هنگامى كه خشمگين مىشود توجّه نمىكند چه كارهاى زشتى را در ميان مردم انجام مىدهد همچنان كه دريا اعتنايى ندارد به اين كه چه كسى در آن غرق مىشود ، همچنين كوشش أو را در ارتكاب زشتيها وتباهيها به افتادن آتش در هيزم تشبيه فرموده است ، چون همان گونه كه آتش باك ندارد چه چيزى را مىسوزاند ، أو نيز از حركات زشت واعمال بد خود بيمى به دل راه نمىدهد وباكى از كسى ندارد . پس از اين امام ( ع ) از خردهايى كه در پرتو أنوار الهى كامل گشته‌اند مىپرسد . واژه مصابيح الهدى را يا براي پيشوايان دين ويا براي قانونهاى كلّى خداوند استعاره قرار داده است ، روشنى خواستن از مصابيح هدايت به معناى اقتدا وپيروى از پيشوايان دين است . الأبصار اللّامحة إلى منار التّقوى يعنى : چشمهايى كه به نشانه‌هاى تقوا ونمونه‌هاى پرهيزگارى دوخته شده است ، واژه منار ، ومصابيح استعاره است . سپس از كساني مىپرسد كه دلهاى خود را به خداوند تسليم داشته‌اند ، يعنى هدف وكوشش خود را مطالعه أنوار كبريائى حقّ قرار داده وتوجّه خويش را به سوى كعبه وجود أو معطوف كرده‌اند ، عوقدت على طاعة اللّه يعنى : خلفاى الهى از آنها پيمان گرفته‌اند كه در فرمانبردارى وطاعت خداوند ومواظبت بر آن استوار باشند . سپس امام ( ع ) به نكوهش وتوبيخ گذشتگانى كه براي مال ناچيز دنيا هجوم آورده ، وهمديگر را مورد تعدّى وآزار قرار دادند پرداخته است ، واژه حطام را براي مال ومنال دنيا استعاره آورده است ، زيرا داراييهاى دنيا مانند گياه خشك ودرهم شكسته به زودى تباه ونابود مىشود ، تشاحّوا على الحرام يعنى : هر يك از آنها بر سر حرام نسبت به ديگرى بخل مىورزد ، منظور از علم الجنّة قانون شريعت
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 351 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم