ظاهرش محفوظ وبه صلاح وديندارى مشهور است به عيب ونقصان در دين متّهم كند ، واين عبارت دلالت دارد كه علاوة بر جايز نبودن غيبت ، شنيدن آن نيز منع شده است ، وآية شريفه
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ
« 1 » » اشاره به همين مطلب دارد ، سپس با ايراد تمثيل امكان خطاى كساني را كه به بدگويى وغيبت مردم مبادرت مىورزند يادآورى وفرموده است : تيرانداز گاهى تيرش به خطا مىرود ، جهت مطابقت اين مثل با أحوال كساني كه به غيبت مردم مىپردازند اين است كه گاهى از أوقات كسى كه مورد عيبجويى ديگرى قرار گرفته از آن عيب بكلّى پاك است ودر اين صورت آنچه در باره أو گفته شده صائب ومطابق با واقع نيست ومانند تيرى است كه رها شده ولى به هدف نخورده باشد ، بنا به روايت اين كه يحيك الكلام درست باشد ، معنايش اين است كه تيرگاهى خطا مىكند ومؤثّر واقع نمىشود ، ولى سخن در همه أحوال اثر خود را مىبخشد اگر چه حق ومطابق با واقع نباشد ، زيرا آبروى انسان را مخدوش وأو را از نظر كساني كه به درستى وى را نمىشناسند آلوده وچركين خواهد ساخت .
( 28240 - 28232 )
فرموده است : وباطل ذلك يبور واللّه سميع وشهيد .
اين سخن مبتنى بر تهديد است ، وثمره گفتار دروغى را كه گوينده از نظر منافع ناپايدار مالي يا حيثيّتى وأمثال اينها گفته تحقير كرده ، وآن را در برابر عقوبتهاى بزرگ الهى وخشم پايدار خداوند ناچيز شمرده است ، زيرا اين كه خداوند سميع وشهيد است يعنى شنوا وآگاه است مستلزم شمول خشم خداوند نسبت به غيبت كننده است ، وخشم خداوند نيز مستلزم كيفر وعذاب اوست .
( 28275 - 28241 )
فرموده است : أما إنّه ليس بين الباطل والحقّ إلّا أربع أصابع ،
هامش
( 1 ) سوره حجرات ( 49 ) آية ( 6 ) يعنى : اى كساني كه ايمان آوردهايد اگر شخص فاسقى خبري براي شما بياورد در باره آن تحقيق كنيد مبادا به گروهى از روى ناداني آسيب برسانيد كه پس از آن دچار پشيمانى شويد .