دعوت حقّ وپيش برد آن هيچ كس بر أو پيشى نگرفته است ، واين نتيجة ملكه عدالت است ، ديگر صله رحم وحفظ پيوند خويشاوندى ، وديگر بخشش واحسان است ، واين دو فضيلت از فروع ملكه عفّتند ، پس آنچه را دستور مىدهد بشنوند ودر خاطر نگه دارند ، هشدار آن حضرت در باره امر خلافت وعواقب آن ، وآشفتگيهايى است كه پس از آنها به خاطر رسيدن به آن روى خواهد داد ، چنان كه هم اكنون اين امر دستخوش اشتباه وناهنجاريهايى شده است ، ومانند اين است كه مىگويد : اگر كار خلافت بدينسان دچار اشتباه ومورد كشمكش وطمع كساني باشد كه شايستگى آن را ندارند ، وبر أساس غلبه جستن بر آنانى باشد كه داراى استحقاق آنند ، شايد ديرى نگذرد كه ببينيد مردم براي به دست آوردن آن بر روى يكديگر شمشير مىكشند ، وبه پيمانها خيانت مىشود ، اين گفتار به طلحه وزبير ومعاوية وياران آنها وگروه خوارج وحوادثى كه در آينده پديد مىآورند وبر آن حضرت پوشيده نيست اشاره دارد .
( 28041 - 28032 )
فرموده است : حتّى يكون بعضكم . . . تا الجهالة .
يعنى : تا اين كه برخى از شما رهبر گمراهان ، وبعضي پيرو نادانان باشيد ، مراد بيان نتيجة وحاصل درگيرى وستيزگى براي به چنگ آوردن مقام خلافت است ، منظور از اين كه برخى از آنها رهبر گمراهان شوند ، طلحه وزبير است ، ومقصود از أهل الضّلالة پيروان اينها مىباشد . مراد از أهل الجهالة معاوية وسران خوارج وديگر حكّام بنى اميّه است وشيعة أهل الجهالة عبارت از ياران وپيروان اينهاست . وتوفيق از خداوند است .