انحراف باز دارد ، واين زماني ميسّر است كه از مشاهده أحوال گنهكاران عبرت گيرند ، واز اين كه خداوند به آنها بخشش فرموده ، ودر سركوبى شيطان كه مادّه گناه وريشه انحراف است ، آنها را يارى كرده است به سپاس أو مشغول باشند .
( 28187 - 28078 )
فرموده است : فكيف بالغائب .
اين آغاز تذكّرى است به افرادى كه رتبه آنان از كساني كه داراى ملكه خوددارى از گناهند پايينتر مىباشد وكم وبيش مرتكب گناهان كوچك يا بزرگ مىشوند ، مشعر بر اين كه بدگويى از ديگران را ترك كنند ، ومانند اين است كه فرموده است : اين اظهار ترحّم ودلسوزى نسبت به گنهكاران شايسته كساني است كه خداوند آنان را از آلودگى به گناه مصون ودر أمان داشته است امّا جز آنها از قبيل كسى كه به عيبجويى برادر خود مىپردازد وبر مصيبت وبلايى كه دچار است أو را سرزنش مىكند در خور اين امر نيستند بلكه آنچه بر هر يك از اين افراد لازم است اين است كه غيبت وعيبجويى از ديگران را ترك كند وخدا را هر چه بيشتر شكر وسپاس گويد ، زيرا خداوند پرده بر روى گناهان أو افكنده ، وآنچه را كه در اوست واز عيب برادرش كه أو را به سبب آن سرزنش مىكند بزرگتر وزشتتر است از ديگران مستور وپوشيده داشته است ، واين نعمتي است كه بايد خدا را بدان شكر گويد ، وبا ذكر موضع ستر اللّه عليه من ذنوبه به نعمتي كه خداوند به چنين كسى بخشيده وبه أو اين شايستگى وآمادگى را داده كه پرده بر عيبش افكند وگناهش را پوشيده بدارد اشاره فرموده است . در جمله وكيف يذمّه بذنب . . . ، استفهام بر سبيل انكار است ، وبا اظهار شگفتى كه صورت احتجاج واستدلال را دارد مىپرسد : چگونه كسى ديگرى را بر گناهى سرزنش مىكند وحال اين كه خود ، آن را به جا مىآورد ، مفاد اين عبارت تا جمله يا عبد اللّه اين است كه جايز نيست كسى ديگرى را به گناهى كه خود مرتكب آن مىشود عيبجويى وسرزنش كند ، زيرا گناهى را كه أو مرتكب شده يا مانند همان گناهى است كه خود آن را به جا مىآورد ، يا بزرگتر ويا كوچكتر از آن است