برادر خود را بدان سرزنش كرده است ؟ وچگونه أو را بر گناهى نكوهش مىكند كه خودش همانند آن را به جا آورده است ، واگر أو همان گناه را به جا نياورده ، خدا را به طرق ديگرى معصيت كرده كه از گناه برادرش بزرگتر بوده است ، سوگند به خدا كه اگر هم گناه بزرگى را مرتكب نشده ، وعصيان أو اندك وكوچك باشد ، همين جرأت وگستاخى أو بر بازگويى عيب مردم ، گناهى بس بزرگتر است .
اى بنده خدا ! در عيبجويى ونكوهش گناه هيچ كس شتاب مكن ، شايد خداوند گناه أو را آمرزيده باشد ، وبر نفس خويش از گناه كوچك خود أيمن مباش ، شايد بر آن كيفر ومجازات شوى ، بنا بر اين هر كدام از شما به خاطر عيبى كه در خود مىبيند از ذكر عيبى كه در ديگرى سراغ دارد باز ايستد ، وشكر اين نعمت كه خداوند أو را بدان عيب دچار نساخته أو را از توجّه به كسى كه بدان گرفتار است باز دارد . »
[ شرح ]
( 28077 - 28052 ) منظور از أهل عصمت وكساني كه داراى ملكه خوددارى از گناه مىباشند ، همان كساني هستند كه خداوند آنان را يارى كرده است ، تا بر نفس امّاره پيروز شوند ، وآن را أسير نيروى عاقله خود گردانند ، ودر نتيجة داراى ملكه ترك گناه وقدرت خوددارى از ارتكاب حرام شوند ، اينها همانهايى هستند كه خداوند نعمت سلامت از انحراف ، وسلوك در راه خودش را به آنها بخشيده ، وآنان را از افتادن در پرتگاه نابودى مصون داشته است .
امام ( ع ) نخست آنان را به وظايفى كه دارند آگاه مىسازد ، وتذكّر مىدهد كه به أهل معصيت ترحّم داشته باشند ، اين ترحّم ودلسوزى هنگامى در آنها پديد مىآيد كه از أحوال گنهكاران ووقوع آنها در پرتگاه نابودى عبرت گيرند ، بديهي است اين خوى بندگان شايسته خداوند است كه هنگامى كه كسى را در سراشيب خطر مىبينند ، أو را دستگيرى ونسبت به رهايى أو اقدام مىكنند ، ديگر اين كه شكر نعمتهاى خداوند بر وجود آنها غالب باشد وآنها را از آلودگى
و