تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
را ديگران نمىدانند مىداند ، ونيز در حكم جمله معترضه است مانند آنچه خداوند متعال فرموده است : « فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ « 1 » » كه جمله وإنّه لقسم معترضه است . ( 27889 - 27882 )

فرموده است : يأخذ الوالي من غيرها عمّالها .

گويا امام ( ع ) پيش از اين ، در باره اقوامى كه داراى پادشاهى وفرمانروايى بوده‌اند سخن رانده ، ودر دنباله آن بيان مىكند كه آن حكمرانى كه خواهد آمد از آن أقوام وطايفه‌ها نيست ، وبدين طريق به امام منتظر ( ع ) اشاره مىكند . يأخذ عمّالها على مساوى أعمالها يعنى : آنان را مورد بازخواست قرار داده ، گناهان وخطاهاى آنها را كيفر مىدهد . ( 27895 - 27890 )

فرموده است : وتخرج الأرض أفاليذ كبدها .

امام ( ع ) واژه كبد ( جگر ) را براي گنجها وخزاين زمين استعاره فرموده است ، براي اين كه گنجهايى كه در اندرون زمين نهفته است ، مانند كبد يا جگر در بدن انسان پنهان وپر ارج است ، ذكر افاليذ ( پاره‌ها ) براي ترشيح اين استعاره است ، در حديثي كه از پيامبر خدا ( ص ) نقل شده عينا چنين آمده است كه « وقادت له الأرض أفلاذ كبدها » يعنى : زمين پاره‌هاى جگرش را براي أو مىبرد ، برخى از مفسّران آية شريفه
« وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها
« 2 » » را بر همين معنا تفسير كرده‌اند ، در باره اين كه چگونه زمين گنجها ووديعه‌هاى گرانبهاى خود را بيرون مىآورد ، برخى از پژوهشگران گفته‌اند : گفتار امام ( ع ) اشاره به اين است كه همه پادشاهان وفرمانروايان روى زمين كليدهاى كشور وقلمرو حكومت خود را خواه وناخواه به أو تسليم ، وگنجينه‌ها وذخاير خود را به سوى وى فرستاده تقديم أو مىكنند ، وبطور مجاز اخراج اين اشيا به زمين نسبت داده شده است ، زيرا منابع
هامش
( 1 ) سوره واقعه ( 56 ) آية ( 75 ) يعنى : سوگند به موقع نزول ستارگان ، واين قسم اگر بدانيد سوگند بزرگى است ، همانا اين قرآن بسيار گرامى است . ( 2 ) سوره زلزلة ( 99 ) آية ( 2 ) يعنى : وزمين بارهاى سنگين خود را بيرون افكند .