تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
( لافرطنّ ) : هر آينه پر مىكنم ( ماتح ) : با دو نقطه بالا ، آبكش وبا دو نقطه زير كسى كه در درون چاه دلو را پر مىكند . ( عبّ ) : آشاميدن ( شغب ) : به معناى مشاغبة ، فتنه‌انگيزى ( حسى ) : با كسر حا وسكون سين ، آبى است كه در شنزار ته‌نشين مىشود وپس از رسيدن به جاى سفت وسخت زمين ، گرد آمده وبيرون كشيده مىشود .

[ ترجمه ]

« به خدا سوگند از نسبت دادن هيچ منكري به من خوددارى نورزيدند ، وميان من وخودشان انصاف را مراعاة نكردند ، آنان حقّى را درخواست مىكنند كه خودشان آن را ترك كرده‌اند ، وخونى را مطالبه مىكنند كه آن را خود آنها ريخته‌اند اگر من در ريختن اين خون با آنها شركت داشته‌ام ، پس آنان نيز در آن شريك وانبازند ، واگر به تنهايى اين خون را ريخته‌اند ، از هيچ كس جز از آنها خونخواهى نبايد كرد ، براي آنها نخستين حكم عادلانه اين است كه عليه خود داورى كنند ، من بينش خود را به همراه دارم ، نه امرى را بر كسى مشتبه ونادرست جلوه داده‌ام ، ونه بر خودم چيزى دگرگون ومشتبه شده است ، آنها گروهى ستمگر وياغى هستند ، كه گل سياه ( كينه وحسد ) وزهر كژدم ( جفا ونفاق ) وشبهه‌اى ظلمانى در ميان آنهاست . در حالي كه حقيقت امر روشن است ، وباطل از بيخ وبن كنده شده ، وزبان هياهو وفتنه انگيزى بريده گرديده است ، سوگند به خدا حوضي را براي آنها ( از شربت مرگ ) پر كنم كه خود آبكش آن باشم ، وهرگز از آن سير آب باز نگردند ، وپس از آن ديگر آب ننوشند . »

[ شرح ]

( 27719 - 27663 )

چون عبارت واللّه . . . تا آن جا كه فرموده است : ولا لبّس علّى

در ذيل گفتار آن حضرت كه : ألا وإنّ الشّيطان قد ذمّر حزبه وهمچنين در خطبه پيش از آن ، بنا به روايت ديگرى كه در اين باره موجود بود سابقا شرح وتفسير شده است ، نيازى به توضيح دوباره نيست ، امّا اين كه فرموده است :