تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
به بيعت مردم با أبى بكر شده كه عمر در باره آن گفت : كانت بيعة أبى بكر فلتة وقى اللّه شرّها يعنى : بيعت مردم با أبى بكر ناسنجيده وبدون انديشه بود ، وخداوند مردم را از شرّ آن محفوظ داشت . ( 27645 - 27609 )

فرموده است : وليس أمري وأمركم واحدا .

اين بيان اشاره است به تفاوتى كه ميان اقدامات امام ( ع ) وخواستهاى آنها وجود دارد ، واين تفاوت واختلاف را با ذكر اين كه من شما را براي خدا مىخواهم روشن مىگرداند ، ومعناى سخن مزبور اين است كه من از شما پيروى وفرمانبردارى مىخواهم تا به يارى شما دين خدا را بر پاى دارم ، واحكام وحدود أو را اجرا كنم وشما مرا براي خودتان مىخواهيد يعنى براي اين كه از عطايا ومقام ومنزلت ومنافع ديگر دنيوي برخوردار شويد ، وپس از اين گفتار توبيخ آميز آنان را مخاطب قرار داده از آنها مىخواهد كه براي اصلاح أحوال خودشان أو را يارى كنند ، وفرمانبردار أو باشند ودستورهايش را به كار بندند ، سپس سوگند مىخورد كه انتقام ستمديده را خواهد گرفت ، وستمگر را مهار خواهد كرد ، استعاره واژه قود كه به معناى كشيدن است براي توصيف اين معناست كه أو ستمكار را به ذلّت خواهد كشانيد ، وأو را وأدار خواهد كرد كه حقّ را اذعان كند وبه آن تن در دهد ، واژه خزامه ترشيحى بر اين استعاره است ، همچنين واژه منهل ( آبشخور ) را براي حقّ ، استعاره فرموده است ، بدين مناسبت كه آبشخور محلّى است كه تشنه كامان با رسيدن به آن از رنج تشنگى آسوده مىشوند ، حقّ نيز چشمه زلالى است كه سينه ستمديدگان به آن شفا مىيابد وبا رسيدن بدان درد ورنج آنان بر طرف مىشود ، وتوفيق از خداست .