تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧

از اين خطبه است :

فَأَقْبَلْتُمْ إِلَيَّ إِقْبَالَ الْعُوذِ الْمَطَافِيلِ عَلَى أَوْلَادِهَا - تَقُولُونَ الْبَيْعَةَ الْبَيْعَةَ - قَبَضْتُ كَفِّي فَبَسَطْتُمُوهَا - وَنَازَعَتْكُمْ يَدِي فَجَاذَبْتُمُوهَا - اللَّهُمَّ إِنَّهُمَا قَطَعَانِي وَظَلَمَانِي - وَنَكَثَا بَيْعَتِي وَأَلَّبَا النَّاسَ عَلَيَّ - فَاحْلُلْ مَا عَقَدَا وَلَا تُحْكِمْ لَهُمَا مَا أَبْرَمَا - وَأَرِهِمَا الْمَسَاءَةَ فِيمَا أَمَّلَا وَعَمِلَا - وَلَقَدِ اسْتَثَبْتُهُمَا قَبْلَ الْقِتَالِ - وَاسْتَأْنَيْتُ بِهِمَا أَمَامَ الْوِقَاعِ - فَغَمَطَا النِّعْمَةَ وَرَدَّا الْعَافِيَةَ ( 27826 - 27767 )

[ لغات ]

( عوذ ) : جمع عوذة ، مادة شتر پير ( مطافيل ) : جمع مطفل با ضمّ ميم ، انسان يا حيوان ماده‌اى كه تازه زاييده باشد . ( تاليب ) : بر انگيختن ( استثبتّهما ) : با ثاى معجمه سه نقطه ، بازگشت آنها را خواستم . با تاء نيز روايت شده كه در اين صورت مشتق از توبه است . ( أبرمت الأمر ) : كار را محكم كردم ( إستأنيت ) : منتظر ماندم

[ ترجمه ]

« همچون شتران نوزاييده كه به سوى نوزادهاى خود مىشتابند ، به سوى من رو آورديد ، وپى در پى مىگفتيد بيعت ، بيعت ! ! من دستم را بستم وشما آن را گشوديد ، دستم را واپس كشيدم شما آن را به سوى خود كشيديد . بار پروردگارا ! آن دو ( طلحه وزبير ) قطع رحم كرده از من بريدند ، وبه من ستم كردند ، وبيعت خود را با من شكستند ، ومردم را بر من شوراندند ، پس بگسلان آنچه را بر ضدّ من مىبندند ، وسست گردان آنچه را عليه من استوار مىكنند در آنچه آرزو كرده‌اند وبراي آن مىكوشند بدى وناكامى را به آنها بنما ، پيش از جنگ از آنها خواستم به بيعت خود باز گردند ، واز آن پيش كه كار به كارزار انجامد انتظار آنها را كشيدم ، امّا آنها نعمت را ناديده گرفتند وعافيت را نپذيرفتند . »

[ شرح ]

امام ( ع ) در اين خطبه بر طلحه وزبير وپيروان آنها كه بيعت خود را با آن
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 307 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم