تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
حكم خود را زودتر وپيش از به سر آمدن اين مدّت صادر كنند ، واگر يكى از اين دو تن پيش از صدور حكم بميرد بايد زمامدار مربوط مردى را كه در اجراى حقّ وبرقرارى عدالت كوتاهى نداشته باشد به جاى أو تعيين كند ، واگر يكى از دو زمامدار در طول اين مدّت بميرد ، بر عهده أصحاب اوست كسى را كه از كار وعمل أو خشنودى دارند وراه وروش أو را مىپسندند ، به جاى أو برگزينند . بار خدايا ! از تو مىخواهيم كه ما را عليه كسى كه مفاد اين موافقتنامه را ناديده انگارد ، ودر آن انحراف وتجاوزى روا دارد يارى فرمايى . اين موافقتنامه را ده نفر از أصحاب علي ( ع ) وده نفر از ياران معاوية گواهى كرده‌اند . اين بود معناى اجل يا مدّتى كه براي حكميّت تعيين شده بود ، ودر حقيقت پرسش خوارج اين است : كه پس از آن كه به حكميّت رضايت دادى چرا مدّت تعيين كردى ، وحكمت ودليل آن چه بوده است ؟ امام ( ع ) پاسخ داده است كه من براي اين منظور اين كار را كردم كه ناآگاه آگاهى پيدا كند ، وحقّ بر أو آشكار شود ، ودانا در كار خود تأمّل وبررسى كند وخود را از شبهه وترديد برهاند ، ونيز به اين اميد بوده كه با اين موافقت اصلاحى در كار اين امّت پديد آيد . ( 25751 - 25740 )

فرموده است : ولا تؤخذ بأكظامها فتعجل . . . تا آخر ،

زيرا اين مردم هنگامى كه قرآنها را بر سر نيزه‌ها ديدند ، اوّلين شبهه به آنان دست داد ، واين سرآغاز گمراهى آنها بود ، زيرا در اين كار تأمّل وانديشه نكردند ، از اين رو به كسى تشبيه شده‌اند كه گلوى أو را بگيرند ونتواند به آسودگى تنفّس كند وبراي توصيف اين حالت واژه كظم ( مجراى تنفّس ) استعاره شده است . ( 25762 - 25752 )

فرموده است : إنّ أفضل النّاس . . . تا وزاده .

منظور امام ( ع ) در اين بيان اين است كه مردم را به سوى حقّ به كشاند ، وآنان را به حركت در اين راه تشويق كند ، هر چند اتّخاذ اين رويّه براي آنان مستلزم نتايج وآثاري باشد كه ذكر فرموده است . همچنين آنان را از باطل پرهيز دهد اگر چه دورى جستن از آن مايه زيان وغم واندوه آنان باشد ، از اين رو گوشزد
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 235 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم