تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
بيشتر دوست بدارد هر چند موجب زيان واندوه أو گردد ، وعمل به باطل براي أو مايه زيادتى وبهره‌مندى باشد . چرا حيران وسرگردانيد ، اين شكّ وشبهه از كجا به شما رسيده است ، آماده شويد براي حركت به سوى گروهى حيرتزده كه از ديدن حقّ درمانده ، وبه جور وستم گستاخى يافته واز آن باز نمىگردند . از كتاب خدا دور ، واز راه حقّ منحرفند ، دريغا كه شما وسيله‌اى نيستيد كه بتوان بدان اطمينان كرد ، ونه ياران نيرومندى كه بتوان از آنها يارى جست ، شما آتش افروزان بدى براي جنگ هستيد ، أف بر شما باد كه سختى وآزار بسيار از شما ديده‌ام ، يك روز شما را ندا مىدهم ، وروز ديگر اسرار را به شما مىگويم ، نه در آن هنگام كه شما را آواز مىدهم آزادگان راست كردارى هستيد ، ونه در وقتي كه با شما راز مىگويم ، برادران مورد اعتماد . »

[ شرح ]

( 25709 - 25598 ) امام ( ع ) اين خطبه را پس از شنيدن رأى حكمين وفريب خوردن أبو موسى به وسيله عمرو بن عاص ايراد فرموده است . اين خطبه از آغاز تا جمله . . . أولاهم به پاسخ آن حضرت به خوارج در باره شبهه حكميّت است واين كه چرا پس از رضايت دادن به آن فرمان جنگ داده است . شبهه خوارج اين بود كه مىگفتند : تو به داورى آن دو تن در اين امر رضايت دادى وپيمان بستى ، وهر كس به كارى رضايت داد وپيمان بست ، نمىتواند نقض عهد كند وپيمان را بشكند ، از اين رو امام ( ع ) با بيان إنّا لم نحكّم الرّجال ، وإنّما حكّمنا القرآن صغراى اين شبهه را ردّ مىكند ، يعنى ما مردان را از نظر اين كه رجال امتند به داورى برنگزيديم بلكه قرآن را داور قرار داديم ، ليكن قرآن ناگزير ترجمانى لازم دارد كه مقاصدش را بيان كند ، واين قوم از ما خواستند كه داورى قرآن را بپذيريم ، وما گروهى نبوديم كه از حكم قرآن ناخشنود باشيم وروى از آن بگردانيم ، زيرا خداوند در آن دستور داده است كه در أمور مورد اختلاف ، از طريق كتاب وسنّت ، به أو وپيامبرش ( ص ) رجوع كنيم ، چنان كه
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 232 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم