تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
فرموده است :
« فَإِنْ تَنازَعْتُمْ . . . »
پس اگر از روى علم وراستى با كتاب خدا داورى شود ، ما از همه مردم بدان سزاوارتر وبه فرمانبردارى از حكم آن شايسته‌تريم ، واستحقاق ما به اين كه قرآن حقّانيّت ما را تصديق كند از همه بيشتر است ، زيرا خداوند متعال فرموده است :
« وَإِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
. . . تا
وَإِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
« 2 » » وروشن است كه پس از عقد امامت وبيعت مسلمانان به خلافت با آن بزرگوار ، معاوية ويارانش از باغيانى كه در اين آية بدانها اشاره شده واز ياغيانى هستند كه بر آن حضرت شوريده‌اند ، وبر طبق همين نصّ صريح كتاب خدا وهمچنين آياتي كه دلالت بر وجوب وفاى به عهد وپيمان وعقد وميثاق دارد ، جنگ با آنها واجب است ، وأو برتر از اين است كه جنگ آنها با أو واجب شمرده شود ، بنا بر اين آن داورى كه به سود آنها رأى دهد خطا كار ومخالف كتاب خدا بوده ، ومخالفت با حكم أو واجب است . حال اگر با توجّه به سنّت پيامبر خدا ( ص ) در باره اين اختلاف حكم شود ، به دلائل خويشاوندى ما با پيامبر ( ص ) وعمل به سنّت أو از جهت اين كه با كتاب خدا موافقت دارد ، وقول صريح أو در باره وجوب پيروى از امام عادل ، ما از همه مردم به أو نزديكتر وبه اين امر شايسته‌تريم ، پس اگر داورى به سود ديگرى بر ضدّ ما حكم دهد نيز با سنّت پيامبر ( ص ) مخالفت كرده است ، خلاصه پاسخ اين است كه ما به داورى اين دو مرد خشنودى نداده‌ايم ، بلكه راضى شده‌ايم كه اين دو نفر مطابق كتاب خدا حكم كنند وسخنگوى آن باشند ، وآنچه دشمن ، ما را بدان فرا خوانده واز ما خواسته است همين ، حكومت قرآن است ، وچون اين دو با كتاب خدا مخالفت كرده‌اند ، پذيرش گفتار اينها بر ما واجب نيست . ( 25739 - 25710 )

فرموده است : وأمّا قولكم . . . تا : لأوّل الغىّ .

اين گفتار نيز در حقيقت ، پاسخ اين پرسش است كه هنگامى كه دو گروه بر داورى قرآن اتّفاق كردند ، پيمان
هامش
( 2 ) سوره حجرات ( 49 ) آية ( 9 ) يعنى : اگر دو گروه از مؤمنان به جنگ يكديگر برخيزند با گروهى كه ستمكار است بجنگيد تا به فرمان خدا باز گردد .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 233 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم