تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
( نكّب ) : به تشديد كاف جمع ناكب به معناى منحرف است مانند با ذل وبذّل ( حشّاش ) : جمع حاشّ ، آتش افروز ونيز حشاش به كسر حاء وتخفيف شين جمع ديگر آن است مانند نائم ونوّام ونيام ، وگفته شده به معناى چيزى است كه آتش به آن افروخته مىشود . ( برح ) : به سكون راء : سختى وآزار ، گفته مىشود : لقيت منه برحا بارحا يعنى آزار زيادى از أو ديدم ، ترحا نيز روايت شده است وبه معناى اندوه مىباشد .

[ ترجمه ]

« ما اشخاص را حكم قرار نداده‌ايم ، بلكه قرآن را حكم گردانيده‌ايم ، اين قرآن نوشته‌اى است در ميان دو قطعه جلد كه به زبان سخن نمىگويد ، وناگزير ترجمانى براي آن لازم است . وبايد مردانى شايسته از آن سخن گويند وترجمان آن باشند ، هنگامى كه آن قوم ما را دعوت كردند كه قرآن را ميان خود داور قرار دهيم ، ما از آن گروه نبوديم كه از كتاب خداوند متعال روگردان باشيم ، در حالي كه خداوند سبحان فرموده است :
« فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ
« 1 » » ارجاع اين امر به خدا اين است كه مطابق كتابش حكم كنيم ، وباز گردانيدن آن به پيامبرش اين است كه به سنّت أو چنگ زنيم ، اينك اگر به راستى از كتاب خدا داورى خواسته شود ، ما از همه مردم به اين امر سزاوارتريم ، واگر به سنّت پيامبر حكم شود ، ما از هر كس به آن شايسته‌تريم . امّا در باره اين گفتار شما كه چرا براي داورى ميان ما وآنان ، مدّت قرار دادى ، اين كار را براي آن انجام دادم كه نادان آگاهى پيدا كند ، ودانا بر اعتقاد خود ثبات وپايدارى ورزد ، شايد خداوند با اين سازش ومتاركه كار اين امّت را اصلاح فرمايد ، ومجال تنفّس وآزادى مردم گرفته نشود تا در نتيجة شتابزدگى در تشخيص حقّ ، گمراهى نخست را دنبال كنند . همانا برترين مردم نزد خداوند كسى است كه عمل به حقّ را از باطل
هامش
( 1 ) سوره نساء ( 4 ) آية ( 59 ) يعنى : اگر در چيزى اختلاف كرديد ، آن را به خدا وپيامبرش ارجاع دهيد .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 231 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم