تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
استعاره نيز روشن است ، همچنين واژه شحمة ( پيه ) را براي ثروت وقوّت آنان استعاره فرموده است ، وواژه إذابة كه به معناى گداختن است براي توصيف چگونگى از ميان بردن ثروت وقوّت آنها از طريق كشتار وبه خوارى كشانيدن آنان به كار رفته است ، آنچه حجّاج در دوران حكومت خود بر سر مردم عراق آورده مشهور وگواه صدق گفتار امام ( ع ) است ، وما پيش از اين در آنجا كه از كوفه سخن رانده‌ايم شمّه‌اى از كارهاى أو را شرح داده‌ايم ، سپس فرموده است إيه أبا وذحة ، واژه إيه اسم فعل براي امر است اگر بدون تنوين باشد به معناى اين است كه از مخاطب خواسته مىشود ، به گفتارى كه با يكديگر داشته‌اند ادامه دهد ، واگر با تنوين باشد براي درخواست مطلق انجام دادن كارى يا بيان كردن مطلبي است ، وگفته شده كه خالى بودن آن از تنوين براي وقف ، وتنوين آن براي وصل به ما بعد مىباشد ، امّا اين كه امام ( ع ) به حجّاج لقب ابا وذحه داده است ، چنان كه نقل شده ، روزى حجّاج بر بالاى سجّاده خود نماز مىگزارد ، در اين هنگام سوسكى به سوى أو پريد ، حجّاج گفت : نحوّها عنّى فأنّها وذحة من وذح الشّيطان يعنى : اين را از من دور كنيد ، زيرا اين از كثافات شيطان است ، نيز نقل شده كه گفته است : خدا بكشد آنهايى را كه گمان مىكنند اين آفريده خداست ، به أو گفته شد ، پس اين چگونه پديد آمده ؟ گفت : اين از كثافات شيطان است ، گويا حجّاج سوسك را به مناسبت اندازه وشكل آن به پشكل گوسفند كه در أطراف دنبه ورانهاى أو مىچسبد تشبيه ، وآن را براي سوسك استعاره كرده وبه سبب پليدى شيطان وناخوشايندى صورت اين حيوان ، آن را به إبليس نسبت داده است ، يا اين كه بدين سبب كه حواسّ أو را در نماز مشوّش كرده اين نسبت را به أو داده است ، أبو علىّ بن مسكويه « 1 » نقل كرده كه حجّاج آن
هامش
( 1 ) أبو على أحمد بن محمد بن يعقوب مسكويه يا مشكويه از اهالى رى بوده است ، در همه علوم بويژه در حكمت عملي جز ابن سينا مانندى نداشته است ، برخى از دانشمندان در حقّ وى دعوى تشيّع كرده‌اند ، كتاب تجارب الأمم ، وتهذيب الاخلاق از جمله آثار اوست ، وفات أو را سال 421 ه نوشته‌اند . فرهنگ دهخدا ( مترجم )