را عذر خود در خوددارى از انفاق مال قرار مىدهند ، همچنين كسى كه نسبت به حفظ جان خود حريص است ، وآن را در راه خدا به خطر نمىاندازد بدين سبب است كه از مرگ بيمناك است ، وهيچ چيزى را در زندگى با جان برابر نمىشمارد ، وعوضى براي آن سراغ ندارد ، ليكن اگر بخيل گمان خود را به خدا نيكو كند وبداند كه آنچه انفاق مىكند در راه كسى است كه آن مال را روزى أو ساخته ، عذر أو بر طرف وبخل أو زايل مىشود ، زيرا يقين مىكند كه خداوند عوض بهتر وبيشتر به أو خواهد داد ، وخدا به مال وى سزاوارتر از خود اوست ، زيرا برده ومملوك با داراييش همه به آقايش تعلّق دارد ، همچنين كسى كه بر حفظ جان خود حريص است واز اين كه در راه خدا آن را به خطر اندازد بخل مىورزد ، هنگامى كه بداند كسى كه از وى مىخواهد جانش را در راهش نثار كند سزاوارتر از أو به جان اوست ، وقادر است أو را به آنچه بهتر از اين زندگى ناپايدار دنياست برساند ، مانع روحي أو بر طرف مىشود ، وبا از ميان رفتن آنچه عذر خود مىپندارند وزايل شدن انگيزه آنها در بخل ورزى نسبت به مال وجان ، بذل اينها در راه خدا براي أو آسان مىشود .
( 24407 - 24387 )
فرموده است : تكرمون باللّه على عباده .
يعنى : چون خود را أهل طاعت وبندگى خدا مىشماريد ، مىباليد وبر ديگران فخر واظهار برترى مىكنيد ، در حالي كه با انجام أوامر أو حرمتش را پاس نمىداريد ، وبا گراميداشت بندگانش سفارش فرستادگان أو را أجابت نمىكنيد ، وبا بذل اندكى از آنچه خداوند روزى شما گردانيده ، بينوايان وتهيدستان را مورد توجّه خود قرار نمىدهيد . سپس به آنان تذكّر مىدهد ، از اين كه در جاى گذشتگان منزل كردهاند عبرت گيرند ، واز اين كه از نزديكترين برادران خود جدا شدهاند پند بياموزند ، واين تذكّر براي اين است كه بيدار شوند وتوجّه كنند كه آنان نيز به گذشتگان خواهند پيوست واز بازماندگان خواهند بريد ، جمله . . . أوصل