انديشههاى آنان كه پايه نظام أمور آنها بود تباهى گرفت وبه دنبال آن كارهاى آنها مختلّ وپريشان گشت ودشمن بر شهرهاى آنان چيره شد ، گفته شده كه مراد آن حضرت از جمله ممّا طوي عنكم غيبه يا علمه ( از آنچه راز آن از شما پوشيده شده است ) أحوال هولناكى است كه گنهكاران در آخرت مشاهده خواهند كرد ، ولى معناى نخست با سياق كلام مناسبتر است .
امام ( ع ) در دنبال اين مطلب ، دلتنگى وملالت خود را نسبت به آنها ابراز ، وآرزوى جدايى از آنها وپيوستن به برادران خود را مىكند ، برادرانى كه دوستان خدا ، واز أيمن انديشه ، وبرترى خرد وبردبارى برخوردار بودند ، وجهل جاهلان نمىتوانست آنها را از جاى بلغزاند ، صداقت واخلاص در دين شيوه هميشگى آنها بود وهرگز بر نفس خويش يا ديگران ستم نمىكردند ، آنها بر همين شيوه پسنديده زيستند ودرگذشتند ، ودر سلوك جادّه حق جز به خدا به چيزى ديگر توجّه والتفات نداشتند ، ودر نتيجة به ثواب دايم ونعمتهاى جاويد آخرت رسيدند .
در جمله فظفروا بالعقبى الدّائمة واژه ظفر قرينه براي ثواب است كه حذف شده است . در جمله والكرامة الباردة مطابق رسم عرب است كه نعمت وكرامت را با صفت برد ( خنكى ) توصيف مىكنند .
سپس امام ( ع ) به فتنه وآشوبهاى بزرگى كه دامنگير آنها خواهد شد واز آن آگاهى ندارند اشاره مىكند ومنظور آن حضرت فتنه حجّاج است ، أو فرزند يوسف ابن حكم بن أبي عقيل بن مسعود بن عامر بن معتب بن ملك بن كعب بن اخلاف است واينها گروهى از قبيله ثقيف بودهاند ، حجّاج چشمهايى ناتوان وآوازى نازك داشت ، ذيّال بود يعنى دامن جامهاش را به زمين مىكشيد ومتكبّرانه مىخراميد ، ميّال بود يعنى خودپسند وهوسباز بود ، اين كه امام ( ع ) فرموده است :
يأكل خضرتهم يعنى سبزهزارهاى آنها را مىخورد ، اشاره است به شكوه وسلامت جان ومال وحسن أحوال كنونى آنها ، وكناية از اين كه أو اينها را از ميان مىبرد وأوضاع را دگرگون وبه ضدّ خود مبدّل مىسازد ، واژه أكل استعاره است ووجه
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 191
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص١٩١