تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
رىّ ( سير آب شدن ) وضحى ( آفتاب پيش از ظهر ) به فيء ( سايه ) نسبت داده شده است ، مراد از عبارت لا جاء يردّ ( آينده باز گردانيده نمىشود ) آفتها ومصيبتهاى روزگار است مانند مرگ وكشتار ومانند اينها ، ومنظور از جمله لا ماض يرتدّ ( گذشته باز نمىگردد ) مردگان وچيزهاى ارزشمندى است كه از دست رفته است . ( 23732 - 23637 )

12 - منظور امام ( ع ) از اين كه فرموده است : أنّه ليس شيء من الشّر إلّا عقابه تا واژه سماعه

ممكن است شرّ وخير بطور مطلق باشد كه در اين صورت مبالغه را مىرساند ، چنان كه در باره كار مهمّ ودشوار گفته مىشود : « هذا أشدّ من الشّديد وأجود من الجيّد » يعنى : اين كار از دشوار دشوارتر ويا از خوب خوبتر است وممكن است منظور آن بزرگوار خوب وبد دنيا باشد زيرا بزرگترين بدى وسختى دنيا نسبت به عذاب وعقاب خداوند اندك ، وبرترين خير وخوبى آن در برابر پاداش وثواب إلهي حقير وناچيز است . سپس براي تأكيد اين مطلب به عظمت واهميّت أحوال آخرت در مقايسه با أحوال دنيا پرداخته است . مصداق آنچه امام ( ع ) در اين باره فرموده اين است كه در دنيا بزرگترين بدى وشرّى را كه انسان مىتواند تصوّر كند قتل وجرح است ، كه هنگامى كه انسان آن را مىشنود به هراس مىافتد ، وارتكاب آن را زشت مىشمارد ، ليكن زماني كه شاهد ودرگير چنين وقايعى شود ، وناگزير از جنگ وجدال گردد ، آنچه از نظر أو دشوار بوده است آسان مىشود ، واين گونه اتّفاقات وهول وهراسها برايش سهل وناچيز مىگردد ، همچنين انسان پيوسته از حضور در برابر پادشاهان وهيبت وخشم آنان بيمناك است ، تا آن گاه كه به مجالس آنان راه يابد ، در اين موقع ديگر ترس وبيمى در خود نمىبيند ، بنا بر اين آنچه را كه بر اثر تعريف وشنيدن ، بزرگ وهراس انگيز مىپنداشته ، با ديدنش آن را خرد وآسان وبىبيم وترس يافته است ، در مسائلي كه مربوط به جلب منفعت است نيز حال به همين منوال است ، چون انسان پيوسته براي به دست آوردن مال وثروت ودرهم ودينار وديگر خواسته‌هاى دنيوي خود ،
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 177 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم