آزمندانه مىكوشد ، وفكرش پيوسته براي دسترسى به اين أهداف مشغول ، ودلش از رؤياي وصول به آنها شادمان است ليكن هنگامى كه به اين مقاصد دست مىيابد ، آنها را آسان وخوار وحقير مىبيند واين امرى وجداني است كه هر كسى مىتواند به نفس خود رجوع وآن را درك كند .
امّا در مورد أحوال آخرت ، همه مىدانيم كه آنچه را از خوشيها وسختيهاى آن مىشنويم آنها را با معيار خوشيها وسختيهاى دنيا مىسنجيم ، وبا اين ديد به آنها مىنگريم ، وبسا در نظر بيشترى از مردم لذّتها وعذابهاى آخرت ، ناچيزتر از خوشيها وسختيهاى دنيا باشد ، زيرا اينها محسوس آدمي ، وبر خلاف آخرت كه از دسترس أو به دور است ، دنيا نقد ودر كنار اوست ، با اين كه به دلايل عقلي محقّق است كه خير وشرّ دنيا در برابر أمور آخرت بسيار حقير وناچيز است ، بنا بر اين آنچه انسان از أحوال آخرت خواهد ديد بسى بزرگتر از آن چيزهايى است كه در باره آن شنيده است ، وچون وضع چنين است سزاوار است كه از آنچه در پشت پرده غيب است به اخبار آن واز ديدن أوضاع وأحوال آخرت به شنيدن أوصاف آن بسنده شود ، زيرا بر آنچه از ديدهها پنهان است نمىتوان آگاه شد وچگونگى عالم آخرت را در اين جهان نمىتوان مشاهده كرد .
سپس امام ( ع ) مردم را به فضيلت وبرترى آخرت بر دنيا متذكّر مىسازد ومىفرمايد اگر عملي موجب افزايش ثواب آخرت ومزيد تقرّب به خداوند متعال گردد ، هر چند انجام آن مستلزم بذل مال ونقصان جاه وضرر به امر دنيا باشد بهتر است تا اين كه عكس آن وقوع يابد ودليل رجحان اين است كه داراييها وفوايد دنيوي همه در معرض زوال ونابودى ومشوب به ناراحتى ودردمندى وترس وبيم است ، در حالي كه خيرات اخروى در همه أحوال باقي ودر حدّ كمال خود مىباشد ، براي اثبات اين كه هر كس كمتر از دنيا بهرهمند شود در آخرت سود بيشترى مىبرد ، أوليا ودوستان خدا استدلال كردهاند به اين كه خداوند به نصّ قرآن شريف جان ومال آنها را در برابر بهشت خريدارى مىكند ، وبراي كسى كه
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 178
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص١٧٨