تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
يك دهم آن برايش نوشته نمىشود ، جز اين نيست كه از نماز بنده آنچه فهميده ودرك كرده پذيرفته ونوشته مىشود . چون دانسته شد كه پايه وزير بناى نماز ، اقبال وتوجّه به سوى خداوند متعال است ، اكنون بايد بدانيم كه التفات وتوجّه ، مستلزم يادآورى ودرك است ، وغرض از آن ، دقّت وادراك مقام كبريايى وعظمت اوست ، ودقّت ، جز انديشيدن نيست كه اين نيز به منزله ديده بصيرت ومردمك چشم خرد انسان است ، بديهي است تذكّر وادراك مقام كبريايى خداوند موجب تعظيم اوست ، زيرا عظمت وجلال أو بزرگتر وبرتر از آن است كه كسى آن را درك كند ودر برابر آن سر فرود نياورد ، تعظيم خداوند ودرك مقام ربوبي ، نيز مستلزم پديد آمدن بيم واميد يا خوف ورجاست ، زيرا ما هنگامى كه عظمت وقدرت يكى از پادشاهان روى زمين را تصوّر مىكنيم ، بىاختيار احساس مىكنيم كه در برابر أو توان سخن گفتن وپاسخگويى را نداريم ، ولازم مىدانيم ، در روبرو شدن با أو آرام وفروتن باشيم ، وبسا مىشود كه در اين هنگام دچار لرزش تن ولكنت زبان نيز بشويم . آشكار است كه منشأ اين احساس بيم ناشى از تصوّر بزرگى مقام پادشاه است ، بنا بر اين تصوّر مقام عظمت وجلال پادشاه پادشاهان ودرهم شكننده سركشان وفرمانرواى همه جهانها وجهانيان براي انسان چگونه خواهد بود ، رجا واميد نيز همين گونه است ، يعنى : هنگامى كه عظمت وقدرت پروردگار را تصوّر مىكنيم ، ومىنگريم كه هر چه هست از آن اوست ، اميد ما به أو برانگيخته مىشود . بويژه اين كه در ضمن آيات مربوط به خوف ورجا به اين نكته تأكيد شده است . همچنين تصوّر عظمت وجلال پروردگار ، موجب پيدايش شرم وحيا در انسان است ، زيرا تصوّر مقام كبريايى أو باعث اين است كه انسان همواره احساس كوتاهى وتقصير كند وخود را گنهكار بداند ، وهمين احساس وتوهّم موجب شرم وحيا از خداوند سبحان مىشود .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 133 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم