مىگشت كه أهل خانهاش به أو عرض مىكردند : اين چه حالتي است كه هنگام وضو شما را فرا مىگيرد ؟ در پاسخ مىفرمود : نمىدانيد در پيشگاه چه كسى مىايستم ، آنچه ذكر شد همه بر لزوم حضور قلب ، وتوجّه به عظمت بارى تعالى وانقطاع از غير أو در حال عبادت دلالت دارد .
امّا اسرار خاصّ نماز : چنان كه مىدانيم اين فريضة جز ذكر ، قرائت ، ركوع ، سجود ، قيام وقعود چيز ديگرى نيست ، امّا ذكر روشن است كه عبارت از گفتگو ومناجاة با پروردگار متعال است ، وغرض از آنها ، حصول توجّه به سوى أو ويادآورى است بر آنچه نيروهاى شيطانى را تحت رهبرى عقل ، قرار مىدهد وتكرار آن باعث ادامه حصول اين مقصود است ، وغرض از قرائت وذكر وحمد وثناى بارى تعالى وتضرّع ودعا همين است ، ومنظور از آنها ادا وتكرار حروف وأصوات وبه كار واداشتن زبان نيست ، زيرا اگر غرض اين باشد تحريك زبان به هذيان وياوهگويى كه خود نيز موجب به كار گرفتن زبان است ، براي انسان آسانتر مىباشد ، وما به خواست خداوند در آينده در فصول مناسبترى راجع به خواندن ذكر وفضيلت وفايده آن ، سخن خواهيم گفت .
امّا غرض از ركوع وسجود وقيام وقعود ، تعظيم وبزرگداشت خداوند متعال است ، كه اين خود مستلزم توجّه والتفات به سوى أو ، وهمچنين متضمّن ذكر وياد اوست ، زيرا اگر جايز باشد كه انسان خدا را با به جا آوردن افعالى تعظيم كند در حالي كه از أو غافل باشد ، روا خواهد بود كه انسان بتي را در پيش روى خود قرار دهد ، ودر حالي كه غافل از آن است ، آن را تعظيم كند ، حديثي كه معاذ بن جبل روايت كرده است اين مطلب را تأييد مىكند كه : من عرف من على يمينه وشماله متعمّدا في الصّلاة فلا صلاة له : يعنى هر كس در حال نماز از روى عمد دريابد چه كسى در سمت راست وچپ أو قرار دارد ، نمازى بر أو نيست ، ونيز در حديث آمده است كه إنّ العبد ليصلّي الصّلاة لا يكتب له سدسها ولا عشرها وإنّما يكتب للعبد من صلاته ما عقل منها يعنى : بنده خدا نماز مىگزارد ، ( حتّى ) يك ششم
و
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 132
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص١٣٢