يكى از أركان دين است ، واين تعبير به مناسبت اين است كه نماز از أركان مهمّ وستون عمده آيين مقدّس اسلام به شمار آمده است ، از اين رو اطلاق آن به طريق مجاز بوده واز باب ناميدن جزء به نام كلّ مىباشد .
بايد دانست كه نماز داراى فضايل واسرارى است كه آگاهى به آنها ضروري است ، امّا فضيلتهاى آن ، گذشته از قرآن كريم كه بطور مؤكّد امر به اتيان آن مىكند ، اخبار بسيارى در باره اهميّت آن وارد شده است كه از آن جمله پيامبر أكرم ( ص ) فرموده است : الصّلاة عمود الدّين من تركها فقد هدم الدّين يعنى نماز پايه دين است هر كس آن را ترك كند ، دين را ويران كرده است ، همچنين فرموده است : مفتاح الجنّة الصّلاة يعنى كليد بهشت نماز است ، ونيز در فضيلت كامل به جا آوردن نماز فرموده است : إنّ الرّجلين من امّتى يقومان في الصّلاة وركوعهما وسجودهما واحد وإنّما بين صلاتيهما ما بين السّماء والأرض يعنى : دو تن از امّت من براي نماز به پا مىخيزند وركوع وسجود آنها يكى است ، ولى ميان نماز آن دو تفاوت از زمين تا آسمان است ، همچنين فرموده است : أما يخاف الّذى يحوّل وجهه في الصّلاة أن يحوّل اللّه وجهه وجه حمار يعنى : آيا كسى كه در نماز روى مىگرداند بيم ندارد كه خداوند چهره أو را به چهره الاغ برگرداند ، ونيز از سخنان آن بزرگوار است كه : من صلّى ركعتين لم يحدّث فيهما نفسه بشئ من الدّنيا غفر اللّه له ذنوبه يعنى : هر كس دو ركعت نماز به جاى آورد ، ودر آن خيال دنيا را از دل بيرون كند ، خداوند گناهان أو را مىآمرزد .
امّا اسرار نماز دو گونه است : عامّ وخاصّ ، ما در شرح خطبه اوّل آن جا كه در باره حجّ سخن راندهايم سرّ عمومى همگى عبادات را روشن كردهايم ، وگفتهايم كه اين اعمال ، غرض ثانوي مرد خداشناس را كه عبارت از تربيت نفس وخلاصي از گناه است تأمين مىكند ، ديگر اين كه عبادات در رام كردن نفس سركش امّاره براي فرمانبردارى از نفس مطمئنّه ، وعادت دادن آن ، به پيروى از اين ، انسان را يارى مىدهد ، وچون به اين نكته توجّه شود دانسته خواهد شد كه
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 129
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص١٢٩