4 - زمين در نهايت سستى ورخوت مانند آب وديگر مايعات نيست چه اگر چنين بود انسان در آن فرو مىرفت ( قدرت بر اداره زندگى نداشت ) .
5 - خداوند زمين را در نهايت شفافيّت ولطافت نيافريده است ، زيرا اگر چنين حالتي داشت ، ودر عين حال مانند هوا جسمي سيّال بود ، استقرار يافتن بر روى آن غير ممكن بود واگر جسمي ثابت وصيقلى وبرّاق مىبود به دليل انعكاس نور خورشيد در آن موجودات روى زمين وحيوانات مىسوختند واز بين مىرفتند . چنان كه پنبه اگر در مقابل نور خورشيد بازتاب شده از ذرهبين وبلورهاى شفاف قرار گيرد ، آتش گرفته ومىسوزد . ولى خداوند زمين را به صورت تيره وخاك آلود بيافريد تا نور خورشيد بر روى آن قرار گيرد ومختصر گرمايى ايجاد كند ، وزمين را غير شفّاف خلق كرد تا نور خورشيد را بازتاب نكند تا گياهان وحيوانات را از گرما تلف كند . بنا بر اين زمين به لحاظ گرما وسرما معتدل آفريده شد ، تا براي فراش ومسكن بودن حيوانات صالح وشايسته باشد .
دوّمين ارفاق يا منفعتى كه خداوند متعال بر خلقت زمينى مترتّب كرده است آفرينش كوهها وجريان چشمه سارهاست . بدان سان كه شرح وى گذشت .
سومين ارفاق تكوّن وپديد آمدن معدنها ، گياهان وحيوانات است ودر هر يك از اين پديدهها وگوناگونى نوع ، ورنگ بوى وطعم ، نرمى ومحكمى ، صافي وزبرى آنها منافع بىشمارى است ، واز آن جمله منافعى است ، كه انسان در بقاء واصلاح حال خود بدانها نيازمند است .
چهارمين ارفاق ، زمين أصل بدن انسان است . بدين دليل كه آب به لحاظ رقيق ومرطوب بودن شكل وتصوير پايدارى ندارد هنگامى كه با خاك آميخته شود بقوام مىآيد واستوارى مىيابد وقبول شكل وخط مىكند ، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد : من انسان را از گل آفريدم .
پنجمين ارفاق زنده شدن پس از مرگ است ، خداوند در اين باره مىفرمايد :
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 784
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٧٨٤