تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 782

مساهمون:

ص٧٨٢
مزاج سردتر مىباشد ، هرگاه ريهء ، هواي مجاور را استنشاق كند ، از سوراخهاى پوست ونبض بدن وارد بدن گرديده وآن را از تمايل به سمت مزاج حارّى كه در درون متراكم باشد ومنجر به بيمارى شود باز مىدارد ومزاج را براي قبول تأثير نفساني كه مايهء حيات وزندگى است آماده مىكند . امّا فايده بازدم ، ويا نفس بر آوردن وبه تعبير شارح « تنقيه » بازپس دادن همان هوايى است كه بر اثر آميزش با بدن حكم فضولات بدن را يافته ولزوما بايد از بدن خارج شود . همان طورى كه استنشاق هوا در بر قرارى تعديل بدن ولطافت روح مؤثّر است ، بازدم يا نفس بر آوردن هم ، در تعديل مزاج نقش عمده‌اى دارد . هواي مورد استنشاق بهنگام ورود بداخل ريه حالت برودت داشته وگرماى مزاج را از بين برده وحرارت مزاج را تعديل مىكند . امّا پس از مكث طولانى وبرخورد با روح حيواني برودت خود را از دست داده حرارت مىيابد وفايدهء وجودىاش از بين مىرود . ديگر نيازى بدان نيست وبدن هواي تازه‌اى را مىطلبد تا جايگزين آن هواي كثيف شود ، پس ضرورت ايجاب مىكند بخارج فرستاده شود تا جا براي ورود هواي جديد آماده گردد وضمنا با خروج هواي فاسد بدن فضولات وسموم روح نيز از بدن خارج شود ، معناى كلام امام ( ع ) كه فرمود : واعدّ الهوا متنسّما لساكنها ، اين است كه توضيح داده شد . توجّه به آماده ساختن هوا ، براي منافعى كه نصيب حيوان مىشود ، فراتر از آن چيزى است كه تا كنون در مختصّات هوا بيان داشتيم ، زيرا هوا ساير مزاجها را مانند : مزاج معدنى ، نباتى وحيواني ، كه انسان نيز در بقاى خود بدانها نيازمند است سود مىبخشد . چون هوا در حقيقت عنصرى از عناصر پديده‌هاى ياد شده است ودر بقاى آنها تأثير دارد . با توجّه به اين همه منفعت كه براي هوا بر شمرديم ، آثار نعمتهاى الهى آشكار مىشود .

بحث هفتم : در باره خلقت وآفرينش أهل زمين است

كه به اراده حق تعالى
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 782 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم