تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 744

مساهمون:

ص٧٤٤
بجايگاه محدود ودر دسترس برسانند . پرستش خداوند آنها را از هر شغل وكارى باز داشته است . حقيقت ايمان ومعرفت بين آنها وپروردگارشان ارتباط بر قرار كرده است . يقين وباورشان بخداوند عشق وعلاقة آنها را نسبت به پروردگارشان شدّت بخشيده است . رغبت وميل فراوان آنها به آنچه در نزد خداست مانع ميل آنها به چيزهايى كه در نزد ديگران است گرديده است . شيرينى معرفت خدا را چشيده ، شراب شوق حق را در جام محبّت أو نوشيده‌اند . ترس از خدا در سرزمين دلشان ريشه دوانيده ، پشتشان از بار عبادت خم گرديده است . كثرت ميل ورغبت بخداوند تضرّع آنها را نسبت به حق تعالى كم نكرده است . گردن خاكساريشان را فزونى تقرّب بخدا از بند بندگى رها نساخته است . خود بيني بر گرد آنها نگرديده ، تا عبادات گذشتهء خود را بسيار دانند ، ( در حقيقت ) تضرّع وزارى در پيشگاه عظمت وجلالت حق وقتي براي آنان نگذارده كه نيكيهاى خود را بزرگ بشمارند ( به عبادت خود اهميت بدهند ) ، مداومت بر عبادت وپرستش در ارادهء استوارشان سستى وفتورى ايجاد نكرده ونقصانى در ميل وطلب آنها بوجود نياورده است . تا از اميدوارى به پروردگارشان باز مانند . طولانى بودن راز ونيازشان ، در پيشگاه پروردگار ترى زبانهاى آنها را نخشكانده است . كارهاى ديگرى بر آنها چيره نگرديده ، تا آوازهايشان كه به مناجاة بلند است كوتاه سازد . در صفهاى عبادت حق شانه‌هايشان پس وپيش نرفته است ( صفت عبادتشان ناهمگونى نداشته ، شانه بشأنه براي پرستش ايستاده‌اند ) ؛ هيچگاه براي آسايش خودشان از امر خداوند گردن فرازى نداشته وكوتاهى نكرده‌اند . كند فهمي وفراموشيها نمىتوانند با عزم ثابتشان بدشمنى برخيزند . فريبها وشهوات نمىتوانند همّتهاى آنان را هدف تيرهاى خود قرار دهند . پروردگار صاحب عرش را براي روز بيچارگيشان ( روز قيامت ) ، ذخيرة قرار داده‌اند . آن گاه كه خلق از خداوند بريده وبه آفريده‌ها بپردازند ، آنها اميد ورغبتشان بخداوند خواهد بود ، آنها به كنه وغايت عبادت حق نمىرسند واز حرص وولعى كه بعبادت خداوند دارند رجوع نمىكنند . مادّه اميد وبيمى كه از أو در دلشان است هيچ گاه كنده نشود . ورشته‌هاى خوف از خدا هرگز از دلشان