تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 743

مساهمون:

ص٧٤٣
بالهايى مىباشند وهر يك ستايش گر جلال وبزرگى خداوندند آفريده است . آنچه از آفرينش وصنع حق كه آشكار وهويداست به خود نسبت نمىدهند ومدّعى خلقت وآفريدن چيزهايى كه تنها خداوند آفريدگار آنهاست نمىباشند ( خود را در آفريدن مخلوقات شريك خدا نمىدانند ) بلكه آنها بندگان گرامى خداوندند ( در گفتار بر حق تعالى سبقت نمىگيرند وبفرمان أو رفتار مىكنند . ) بعضي از فرشتگان را در جاى خودشان امانت‌دار وحى قرار داد ، وبار امانت امر ونهى خود را براي رساندن به أنبياء بر دوش آنها گذاشت وآنها را از شك وشبهه‌ها ( ى شيطانى ) پاك ومنزّه داشت . بنا بر اين هيچ يك از آنها از راهى كه رضاى خدا در آن است سر بر نتافت وخداوند نيز در فرمانبردارى وأطاعت خويش آنان را يارى فرمود وشعار تواضع ووقار وفروتنى را بر دلهاشان بپوشانيد ودرهاى سپاس گزارى را به آسانى به روى آنان بگشود . پرچمهاى نور افشان ونشانه‌هاى يكتايى خود را در ميانشان كوبيد ( چون پيرو خواهشهاى نفساني نيستند ) نه از سنگينى بار گناهان بر دوش آنان اثرى ونه از گردش روزگار در حالشان تغيير است . از هيچ شكّى ايمانشان متزلزل نشود ، وهيچ گمان وظنّى ، يقين محكمشان را سست نسازد . آتش كينه توزى خصومت ودشمنى در ميان آنها بر افروخته نشود ، شناخت خداوند متعال را كه در ضمير باطن آنها رسوخ كرده ، عظمت وهيبتي كه از جلال وجبروت پروردگار ، در درون سينه‌هايشان جاى گرفته ، حيرت وسرگردانى از ميان نبرد ، وسوسه‌ها ( ى شيطانى ) در آنها طمع نبندد وأفكار وانديشهء آنان را چركين نسازد . گروهى از اين فرشتگان موكّل وگماشتهء بر ابرهاى پر آب وكوههاى بلند با عظمت وظلمتهاى بسيار تيره وتار هستند ( تا ابرها باندازهء لازم ببارند ، وكوهها از هم فرو نپاشند ، ومردم در تاريكيها راهنمايى شوند ) . دسته‌اى ديگر اشخاصى هستند كه گامهايشان زمينهاى پست ، آخرين طبقهء زمين را شكافته ، در حالي كه هيأت وجودي آنان همچون پرچمى سفيد ونوراني منافذ هوا را پر كرده است . ( گردن به فلك كشيده‌اند ) . در زير پاى آنها باد ساكن وآرام لذّت بخشي است كه آن را ضبط كرده ، تا
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 743 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم