تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 742

مساهمون:

ص٧٤٢
( لاق ) : چسبيد . ( اثناه ) : جمع ثنى ، دو چندان شدن شيئى . ( رين ) : غلبه كردن وپوشيدن ، چرك وكثافت ، آنچه كه بر قلب از جهالت مىنشيند . ( دلح : جمع دالحه ) : سنگينيها ، سنگينى آب بر ابرها . ( شمخ ) : عالي ، برتر . ( فتره الظلام ) : سياهى آن ، در اين جا به معنى مخفى وپوشيده آمده است . ( أبهم ) : حالتي كه در آن هدايت ممكن نيست . ( تخوم ) : جمع تخم ، انتهاى زمين ، حد آخر آن . ( ريح الهفّافة ) : باد ساكن ، پاكيزه وخوشبو . ( ربق : جمع ربقه ) : حلقهء ريسمان . ( دؤوب ) : كوشش در عمل . ( اسلّه ) : أطراف زبان . ( جوار ) : بلند كردن صدا به دعا وتضرع . ( همس ) : صداى آهسته . ( انتضال ) : با تير زدن . ( وشيجه ) : رگهاى درخت . ( استهتر بالامر ) : به شگفت انداخت أو را ، به انجام عملي تظاهر كرد ، حرص ورزيد . ( شيك السعي ) : درجه ومرتبهء كوشش . ( نسخ ) : بر طرف كردن ، از بين بردن . ( استحواذ على الشيئى ) : احاطه وغلبه كردن بر آن . ( واخياف الهمم ) : آراء مختلف ، تصميمهاى مختلف ، در أصل لغت به معناى سرازير شدن بر دامن كوه است ، در اين جا به معنى همت پست به كار رفته است مفرد اخياف ، اخيف مىباشد . ( حفد ) : سرعت وشتاب .

[ ترجمه ]

« سپس خداوند سبحان ، براي اسكان دادن در آسمانهايش وآباد كردن كاخ بلند آن خلقي بديع وتازه از فرشتگان بيافريد . شكافها وراهها وجاهاى خالى فضاى آن كاخ را بوسيلهء ايشان پر كرد ودر ميان جاهاى گشادهء آن شكافها وآن مكانهاى پاك وپاكيزه ومقدس ، ودر پشت آن پرده‌هاى مجد وعظمت ، زمزمهء وآواز عدّه‌اى از فرشتگان به تسبيح بلند است ، واز پشت آن صداها كه گوشها را كر مىكند ، شعاعها ودرخشندگيهاى نوري وجود دارد كه ديده‌هاى آنها تاب ديدار آن أنوار را ندارد . بنا بر اين در جايگاه خويش مات ومبهوت مىايستند . خداوند آن فرشتگان را بصورتهاى گوناگون واندازه‌هاى متفاوت كه داراى