تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 714

مساهمون:

ص٧١٤
دوّم « فعل أرانا » است . با توجّه به جنبه‌هاى أدبي وشناخت موقعيّت كلمات در عبارت امام ( ع ) معناى سخن اين است : خداوند اعتراف واقرار خلق را ، به دليل نيازشان به وى به ما نمايانده است كه قدرتش آنها را در وجود حفظ كرده وبر پا داشته ، چنان كه آسمانها وزمين را نگاهدارى كرده تا از جايگاه خود ساقط نگردند . ( بنا بر اين ) ضرورت نياز واتكاى جهان به قدرت خداوند چيزى است كه ما را به معرفت وشناخت حق راهنمايى مىكند . جملهء « على معرفته » جار ومجرور ومتعلق به فعل « دلّنا » است ، يعنى آنچه ما را بر معرفت وشناخت حق راهنمايى كند ، بضرورت دليلي بر وجود أو خواهد بود . ( 16031 - 16001 )

قوله عليه السلام : وظهرت في البدائع إلى قوله قائمة :

در متن عبارت فوق لفظ « أعلام » استعاره به كار رفته است . تا بر استوارى واتقان فعل صانع از روى حكمت دلالت كند . بايد دانست تمام آنچه از آثار حكمت خداوند آشكار شده ، ناطق به ربوبيت وكمال الوهيّت اوست ( با اين تفاوت كه ) بعضي به زبان حال وقال هر دو ناطقند ، مانند انسان ، وبعضي مانند جمادات ونباتات چون عقل وزبان ندارند ، صرفا به زبان حال گوياى الوهيت وربوبيت حضرت حق مىباشند . ضمير مضاف اليه در جملهء « فحجّته » محتمل است كه به كلمه « اللّه » باز گردد . معنى چنين خواهد بود كه حجّت خدا بر نظم وتدبير جهان ناطق است . احتمال ديگر اين كه به « خلقا صامتا » باز گردد ، در اين صورت مفهوم كلام اين است . آفريدگان ساكت وخاموش گوياى نظم وتدبير جهان هستند . آنچه در اينجا تذكّر آن لازم است آن است كه سالكان طريق حق ، در شنيدن اين نطق از آثار خداوند ومشاهدهء مصنوعات وى درجات ومنازل