تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧
بدين اعتبار همه مخلوقات نسبت بخداوند نسبت مساوى دارند ، پس نمىتوان گفت كه خداوند نسبت به فلان موجود خاص بخشنده‌تر از بهمان موجود است ؛ كه اگر چنين فرض شود لازم مىآيد خداوند نسبت به بعضي بخل ورزيده باشد وبه بعضي نيازمند باشد ، ولازمهء اين اثبات نقص براي خداست وخداوند از نقص وبخل ونياز مبرّا وپاك بوده ومقامي فراتر از اين تصورات دارد . 2 - اگر فيض به نسبت فيض گيرنده يعنى ممكن الوجود در نظر گرفته شود ، اختلاف وجود دارد امّا اين اختلاف ، صرفا از همين جهت قرب وبعد با خداوند است . بنا بر اين هر فيض گيرنده‌اى كه داراى استعداد وپذيرش بيشترى بوده ، شرط وتضاد كمترى داشته باشد ، به جود وبخشش خداوند نزديك‌تر است . با توجّه به توضيح فوق ، اگر سؤال كننده ومتقاضى ، چيزى را كه از خداوند مسئلت مىكند نصيبش شود وچيزى را كه مسئلت ندارد به أو بخشيده نشود ، بدين معنى نيست كه شيء تقاضا نشده ، در نزد خداوند بسيار با ارزش بوده وخداوند بوى نبخشيده است . أصولا ميان آنچه خواسته شده وآنچه خواسته نشده است ، نسبت به جود خداوند فرق وتفاوتى نيست . امّا اين كه چرا شيء مورد خواست وتقاضا به أو بخشيده شده است باين دليل است كه سؤال وتقاضا زمينهء قبول فيض را فرآهم كرده وفيض حق متعال كه همواره وجوب وجود دارد ، در زمينهء مستعد قبول جارى وسارى شده است . اگر متقاضى فيض ، همان چيزى را كه از خدا نخواسته است ، تقاضا مىكرد ، وبوسيلهء خواست ومسئلت ، خود را مستعد قبول فيض مىكرد . به أو عطا مىشد ، بديهي است كه در بخشش خداوند بخل ومنعى نيست ، هر چند كه شيء مورد تقاضا نهايت ارزشمندى وگران قدرى را مىداشت حق تعالى بوى مىبخشيد ، چه بخشندگى نقصى در گنجينه‌هاى بخشش ، وعموم جود خداوند ايجاد نمىكند . كلام امام رضا ( ع ) به همين حقيقت اشاره دارد