مشابهت اين است كه قرآن وسنت ، ما را به پيمودن راه حق هدايت مىكنند چنان كه بيرقها وعلمها پيشاپيش راه پيمايان را به مقصد دلالت مىكنند .
كلمهء « ركز » استعارهء جمله را ترشيحيّه كرده ، وكناية از اين است كه امام ( ع ) حقايق را براي مردم توضيح داده وحدود حلال وحرام را براي آنها بيان كرده است .
مقصود امام ( ع ) از « عافيت » كه فرمود : « من از عدالت خود بر شما لباس عافيت پوشانيدم واز گفتار وكردار خود شما را راحت وآسايش بخشيدم » در أمان ماندن از اذيّتى است كه از دست ستمگران بر پيروان آن حضرت وارد مىشده است . لفظ « لباس » را براي سلامتى ، استعاره آوردهاند بدين توضيح ، چنان كه پيراهن بدن انسان را از گرما وسرما محفوظ نگاه مىدارد ، عافيتى كه از طريق عدالت فرآهم شود ، انسان را از خطر ظلم نگهدارى مىكند . « فراش » مانند لفظ لباس براي كارهاى نيك استعاره آورده شده است ، چنان كه انسان از گستردن فرش به استراحت وآسايش مىرسد ، از توسعه يافتن نيكيها ورواج آنها جامعه به آرامش وآسايش دست مىيابد .
( 14887 - 14882 )
قوله عليه السلام : وأريتكم كرايم الأخلاق من نفسي :
يعنى زيباييهاى اخلاق خود را به شما نشان دادم وشما آن اخلاق نيك را بارها وبارها در وجود من مشاهده كرديد . پس بايد نيكيها را از بديها تشخيص داده باشيد .
( 14902 - 14888 )
قوله عليه السلام : فلا تستعملوا الرّأى إلى آخره
پس از تذكّر وتوجّه مردم به كارهاى نيك وبرحذر داشتن آنها از معصيت ومخالفت آنها را نهى مىكند ، تا از حقيقت صفات وذات خدا ، بدون داشتن مرشد وراهنما به اتّكاى رأى ونظر خود بحث نكنند ، زيرا درك اين حقايق ودقايقى كه مانند درياى بدون ساحل است ممكن نيست وانديشهء انسان از دريافت عمق اين حقايق باز مىماند وبه اضطراب وحيرت دچار مىشود . گام زدن در اين مسير در نهايت سختى ودقّت