بسته شده تا شير ونفع خويش را به ايشان مىبخشد وآنان را از شير صاف خويش سر مست كند ، وهيچ گاه شمشير وتازيانه تسلط وقتل وغارت آنان از اين أمت برداشته نشود ، چه خيال خام وگمان دروغى است كه اين گمان كننده در بارهء آنان كرد . اين بهره بردن آنان از جهان همچون قطرهء آبى است كه هنگام نوشيدن آب در گلو سرازير شود وهنوز اندكى از آن را بخشيده كه بايد تمامى آن را بيرون دهند ، ديرى نپايد كه بنى العباس بر سر كار آيند وبنى أمية از مصدر قدرت وحكومت به زير كشيده شوند . »
[ شرح ]
( 14943 - 14905 ) در اين فصل از سخنان خود امام ( ع ) حال بنى أمية وطول زماني كه حكومت مىكنند ومشكلاتى كه از ناحية حكومت آنها بر سر مردم مىآيد به تصوير كشيده وبا جملهء : يظن الظان نهايت رنج وزحمت جامعه را در طول فرمانروايى آنها متذكر مىشود .
در عبارت فوق « حتى يظن الظان . . . » امام ( ع ) براي دنيا اوصافى را به شرح زير بيان مىكند :
1 - دنيا « معقولة « 1 » » است . دنيا را در دست بنى اميّه به شترى تشبيه كرده است . چنان كه زانوى شتر را بسته وأو را حبس مىكنند . بنى اميّه دنيا را به نفع خود عقال وحبس كرده ومنافع آن را مىبرند .
2 - شير دنيا براي بنى اميّه است . دنيا را به ناقهء شير دهى تشبيه كرده است ، همچنان كه منافع شتر را صاحب شتر وشير آن را شيردوش استفاده مىكند ؛ بنى اميّه ناقهء دنيا را بخود اختصاص داده ومنافع آن را مىبرند .
3 - دنيا منافع صاف وخالصش را تقديم بنى أمية مىكند . اين كه دنيا نفع خالص وبي غش خود را به بنى اميّه ارزانى مىدارد نسبت مجازى است ( زيرا دنيا
هامش
( 1 ) عقال زانو بند شتر را مىگويند - م .