مورد رضاى الهى واقع شود ، امّا چون روز أحد فرا رسيد ، پايدارى نكردند . آيهء شريفه ، سرزنش خود را بشدّت خشم خدا ، تأكيد مىكند واين بدليل مخالفت وعدم مطابقت گفتار با كردارشان مىباشد .
( 14653 - 14648 ) سى وهشت : پرهيزگار ، هيچ كار خيرى را فرو گذار نمىكند وبر نهايت انجام آن همت مىگمارد . پس از توضيح جزئيات أوصاف عارفان ، امام ( ع ) به بيان مختصر آنها را توصيف كرده مىفرمايد : شخص متّقى ، خواهان به نهايت رساندن كارهاى خير مىباشد . يعنى به انجام بعضي از كارهاى حق قانع نيست وكوشش خود را متوقف نمىكند . بلكه تلاشش اين است كه أمور خير را به نهايت رسانده ، بطور كامل وبدون كم وكاست آن را انجام دهد .
( 14658 - 14654 ) سى ونه : شخص متّقى وعارف هر كارى كه گمان صواب در آن باشد ، قصد انجام دادن آن را نيز دارد . يعنى در هر محلّ ومكاني كه گمان فايده واستفاده را بدهد ، مانند محفل أوليا ونيكان ويا مجلس ذكر ووعظ ونظير اينها حاضر مىشود .
( 14667 - 14659 ) چهل : پرهيزگار وعارف در برابر دستورات كتاب الهى تسليم است وآن را پيشواى خود قرار مىدهد . تمكين كتاب بودن ، كناية از فرمانبردارى أو در برابر أوامر ونواهى حق تعالى است ، حضرت كلمه « زمام » را براي عقل وخرد استعاره به كار برده است . وجه شباهت اين است كه زمام وعقل ابزار رام كنندهاند ، ودر اين جهت مشاركت دارند . زمام استعاره محسوس است براي معقول . ولفظ « قائد » استعاره براي كتاب آورده شده است ، زيرا كتاب ، زمام خرد انسان را مىگيرد وبه سوى هدف حقيقي برده ، ومانع انحراف وى مىشود . همچنين اطلاق لفظ « امام » بر كتاب به معنى پيشواى قابل اقتدا نيز استعاره مىباشد .
( 14676 - 14668 )
قوله عليه السلام : يحلّ حيث حلّ ثقله وينزل :
لفظ « حلول ونزول » كه از صفات مسافر مىباشند در كلام امام ( ع ) استعاره به كار رفتهاند . اين كه هر جا كتاب فرود آيد ، پرهيزكار فرود مىآيد ، كناية از پيروى آن وعمل كردن به مقتضاى