دانستى كه خالص شدن براي خدا عبارت بود از : توجّه انديشه به سوى خداوند ، ووارستگى ذهن وخاطر از هر آنچه غير خداست ، بدان حد كه جز حق تعالى هر چه هست از درجهء اعتبار ساقط باشد ؛ ومقصود از « استخلاص حقّ » اين است كه خداوند از ميان همهء بندگان چنين بندهاى را به رضايت وخوشنودى خود اختصاص مىدهد ؛ وأنواع واقسام كمالات را به وى افاضه ، وأو را به محضر قدس خود نزديك ، وبه يگانگى مناجاة وراز ونياز انتخاب مىكند . روشن است كه اخلاص ووارستگى پرهيزگار موجب چنين افتخار ، گزينش وتقرّبى مىشود ، چنان كه حق تعالى مىفرمايد : وَاذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَكانَ رَسُولًا نَبِيًّا وَنادَيْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَقَرَّبْناهُ نَجِيًّا « 4 » .
( 14628 - 14625 ) سى وچهار : شخص متّقى از معادن دين مىباشد . امام ( ع ) لفظ « معدن » را براي پرهيزگار استعاره آورده است . وجه شباهت ميان معدن وپرهيزگار اين است كه هر دو منبع دانههاى گرانبهاى گوهرند . از معادن گوهرهاى محسوس واز نفس شخص پرهيزگار وعارف گوهرهاى علوم واخلاق وديگر احكام الهى استخراج مىشود .
( 14631 - 14629 ) سى وپنج : أو از استوانههاى زمين است . لفظ « وتد » كه بمعنى ميخ است براي شخص متّقى وپرهيزگار استعاره به كار رفته است . وجه شباهت اين است .
كه هر كدام موجب ثبات وقوام أموري مىشود ، ميخ براي قوام واستوارى چيزى است كه در آن ميخ را به كار مىبرند وشخص عارف وآگاه نظام زمين وأمور اين جهان را قوام مىبخشد .
شبيه اين عبارت ومعنى در خطبه اوّل نهج البلاغة به كار رفته است ، آنجا كه مىفرمايد : « وَوَتّدَ بِالصُخّورِ مَيَدان ارْضِهِ .
هامش
( 4 ) سوره مريم ( 19 ) آية ( 51 و 52 ) : در كتاب موسى را به يادآور كه مخلص ، نبي وپيام آور بود ما أو را از سمت راست كوه طور ندايش كرديم أو را برگزيده وبه خود نزديك كرديم .