( 14353 - 14348 )
1 - قوله عليه السلام : انّ انصح الناس لنفسه أطوعهم لربّه .
هدف از نصيحت كردن ناصح اين است كه به شخص مورد نصيحت خود ، خير ومنفعت برساند ، ومىدانيم كه برترين خير ومنفعت ، سعادت پايدار ابدى ومشاهدهء رحمت حضرت ربوبي است . واين چنين سعادتى جز به فرمانبردارى خداوند متعال حاصل نمىشود . بنا بر اين ، هر كس فرمانبردارى واطاعتش نسبت به خداوند بيشتر باشد ، نصيحت كنندهترين انسان نسبت به خود محسوب مىشود ، چون نهايت فرمانبردارى را به كار بسته است .
( 14359 - 14354 )
2 - قوله عليه السلام : وانّ اغشّهم لنفسه اعصاهم لربه .
معنى اين فراز از آنچه در فراز قبل گفتيم بخوبى روشن گرديد چه نهايت غشّ وخيانت انسان نسبت به كسى كه در بارهاش خيانت مىكند . شرّ وضررى است كه به أو مىرساند . وبالاترين بدى وضررى كه نسبت به بندهاى قابل تصوّر مىباشد ، بدبختى دايمى ودخول در جهنّم است . گرفتار عقاب وكيفر خداوند شدن ، براي كسى حاصل نمىشود مگر به انجام معصيت الهى ؛ بنا بر اين هر كس گناهكاريش از همگان بيش باشد ، شقاوت وبدبختيش فزونتر خواهد بود پس چنان كسى خيانت كارترين فرد نسبت به خود مىباشد ، بدليل زيادهرويى كه در معصيت كرده است .
خلاصهء كلام امام ( ع ) در فراز اوّل ودوّم امر به فرمانبردارى ونهى از معصيت وگناهكارى انسانهاست تا حدّى كه در توان دارند ، وبرايشان ميسور ومقدور مىباشد . با عبارت نصيحت نفس ، به فرمانبردارى ترغيب كرده است ، چون نصيحت نفس براي هر كسى مطلوب ومحبوب مىباشد وخيانت به نفس براي تمام اشخاص نفرتانگيز است .
( 14364 - 14360 )
3 - قوله عليه السلام : والمغبون من غبن نفسه .
مقصود از « غبن » داشتن نفس بر اثر معصيت اين است كه موجب دخول در جهنم مىشود . گويا انسان به