أمير المؤمنين بدليل اين رسوايى نيزهاش را فرود نياورد ومعاوية در خلوت بر اين رسوايى قاه قاه بخندد ! ديروز عورت عمرو آشكارا شد ومقنعه زنان را بر سر كرد وامروز بسر بن أرطأة از أو در اين عمل زشت پيروى كرد به عمرو وپسر أرطأة بگوييد چشمان خود را خوب باز كنند توصيه مىكنم كه دوباره با شير روبرو نشوند عمرو وأرطأة بايد عورت خود را بستايند زيرا بخدا سوگند عورتشان آنها را از مرگ نجات داد اگر عورتشان نبود از نيزهء امام خلاصي نداشتند هر چند زشتى اين كار چنان است كه هرگز نبايد « 4 » تكرار شود بسر بن أرطأة در بارهء اين پيشامد عمرو عاص را مسخره مىكرد ومىخنديد .
ولى بعدا اين امر براي خود أو موجب تمسخر شد .
( 14000 - 13968 )
3 - بخش سوّم از فوايدى كه در اين كلام امام ( ع ) بدان پرداخته است ،
ادّعاى فاسد ونادرستى بوده كه عمرو در حقّ آن حضرت داشته است ، بطلان ادّعاى وى را امام ( ع ) به دو صورت توضيح دادهاند .
صورت اوّل به ويژگى وخصلت خود امام ( ع ) مربوط است كه آن حضرت مدام بياد مرگ وانديشه روز معاد ورستاخيز بوده است . به گواهى وجدان كسى كه مدام بياد مرگ باشد ، آرزوهايش را در دنيا محدود مىگرداند واز خداوند متعال هراسناك است . ومواظب خواهد بود كه مبادا ناگهان مرگ به سراغش بيايد ، در حالي كه أو سرگرم شهوات ولهو ولعب باشد . كسى كه داراى چنين حالتي باشد چگونه تصوّر مىرود ، كه بذلهگو وشوخ طبعيهاى افراطى داشته باشد .
هامش
( 4 ) اين اشعار منسوب است به حارث بن نضر خثعمى - م .