ولا خير في دفع الأذى بمذلّة * كما ردّها يوما بسوءته عمرو
آن چارهجويى كه با خوارى وننگ انجام شود به هيچ نمىارزد چنان كه عمرو عاص با كشف عورت مشكل را از خود رفع كرد مانند همين داستان عمرو براي بسر بن أرطأة پيش آمد . بسر بن أرطأة از دشمنان امام ( ع ) بود وهمواره آرزوى كارزار با آن حضرت را داشت ، معاوية أو را براي پيكار با امام ( ع ) تشويق مىكرد ، ولى هنگامى كه أو در مقابل حضرت قرار گرفت وامام نيزهاش را به سوى وى نشانه گرفت بسر بن أرطأة خود را به پشت بر روى زمين انداخت ، پاهايش را بلند كرد وعورتش را نمايان ساخت . امام ( ع ) از أو روى برگرداند واز كشتنش صرفنظر كرد . وقتي كه بسر از زمين برخاست كلاه خود از سرش افتاد أصحاب حضرت فرياد زدند كه يا أمير المؤمنين اين شخص بسر بن أرطأة طاغى معروف است ( رهايش نكن ) حضرت فرمود : أو را به خودش واگذاريد . لعنت خدا بر أو باد . معاوية بر اين كار سزاوارتر از اوست . معاوية از اين كار بسر خندهاش گرفت بعدها معاوية بسر را براي اين كار مسخره مىكرد ومىگفت : اى بسر مهم نيست كه چه پيش آمد ؟ خجالت نداشته باش وسرت را بالا بگير تو از عمرو عاص پيروى كردى ، خداوند عورت أو را به تو نشان داد وباز من عورت تو را ديدم .
( پس از جريان كشف عورت بسر بن أرطأة ) جوانى از مردم كوفه واطرافيان أمير المؤمنين فرياد برآورد : واي بر شما اى مردم شام ! خجالت نمىكشيد كه عمرو عاص به شما كشف عورت را آموخت ؟ وسپس اين اشعار را در فضيحت آنان سرود .
اى مردم شام آيا اين رواست كه هر روز جنگجويى با وقاحت تمام عورتش در وسط ميدان جنگ نمايان شود ؟