مصدرشان نيست ، منصوب شدهاند .
نهم : انسانها در دنيا مهلت مىيابند كه راه نجاتي را براي خود جستجو كنند . بدين توضيح كه خداوند در دنيا بدانها فرصت مىدهد كه رهايى ونجات خود را از تاريكيهاى ناداني فرآهم ساخته تا از فرورفتن در معاصي بيرون آيند وبرحمت وبخشش بينهايت حق تعالى بپيوندند .
دهم : در دنيا راه راست به انسانها نشان داده شده است . يعنى مطابق فطرتشان بدانها الهام شده وبا نشانههاى وأضحى كه بوسيلة أنبيا وشرايع آسمانى نمايانده شده است به سوى بهشت وپيشگاه قدس الهى راهنمايى شدهاند .
يازدهم : انسانها باندازهاى كه بخواهند رضايت خدا را كسب كنند ، به آنها عمر ومهلت داده شده است . بدين شرح كه اگر انسانها اراده كنند خداى را خوشنود سازند واز زشت كارى وگمراهى باز گردند ، فرصت دارند وخداوند با آنها مدارا كرده ومدّت طولانى عمر را زمان مناسبى براي بازگشت به طاعت وفرمانبردارى وعمل صالح وشايسته ، در اختيار آنها قرار داده است . امام ( ع ) در اين عبارت مدّت عمر را به فرصتى براي طلب رضايت تشبيه كرده ونازل منزلهء آن دانسته است ، چه عمر طولانى به لحاظى همان مهلت وفرصت انجام كار نيك مىباشد . كلمهء « مهل » به عنوان مفعول مطلق منصوب است .
دوازدهم : خداوند از پيش چشم انسانها تاريكيهاى شك را مرتفع كرده است . بدين توضيح كه خداوند به انسانها عقل وخرد داده وأنبياء را براي ارشاد آنها مبعوث فرموده ، تاريكيهاى شك ، شبهه وجهل را از ديد وبصيرت آنها دور ساخته است .
سيزدهم : دنيا ميدان مسابقه نيكوكارى انسانهاست ؛ بدين معنى كه انسانها آزادند تا جانهاى خود را به زيور تقوا بيارايند وتوشهء پرهيزگارى برگيرند .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 524
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٥٢٤