حكم قهر آميز قضاى الهى است كه بر عليه نفوس صادر مىشود . چنان قهر وخشمى كه امكان جواب ردّ دادن بر آن ميسور نيست .
مقصود از فصل الخطاب حتمي شدن حكم خداوند بر عليه آنها پس از ورود به محشر است ، كه بحساب مال ومنالشان رسيدگى شود . وحقوقى كه از حقّ النّاس بر ذمهشان باشد وصول شود .
ومنظور از « مقايضة الجزاء » معاوضهاى است كه انجام مىگيرد ، اخلاق ورفتار پست وزشت را كيفر ، واخلاق نيك وحق را پاداش مىدهند . ارزش كار هر كسى را به اندازه استعداد وپذيرشش بحساب آورده ادا مىكنند .
چيزى كه به نظر مىرسد بايد ، در پايان اين بخش از شرح توضيح داده شود اين است كه به كار گرفتن لفظ در معناى مجازى ويا حمل معناى كلام بر معناى تأويلى بجاى معناى ظاهري در كلام خدا ورسول وأولياء حق زماني رواست كه يك دليل عقلي إجراى سخن را بر معناى ظاهر شما منع كند . چون در موضوع بحث ما تمام مسلمين به تبع از شريعت معاد را جسماني دانستهاند ودليل عقليى هم كه جسماني بودن معاد را منع كند وجود ندارد . نمىتوانيم بدرستى تأويلاتى كه در بارهء معاد آمده است قطع پيدا كنيم . بنا بر اين چنان كه ظاهر كلام امام ( ع ) دلالت دارد معاد جسماني است .
بخش پنجم خطبه
عِبَادٌ مَخْلُوقُونَ اقْتِدَاراً وَمَرْبُوبُونَ اقْتِسَاراً - وَمَقْبُوضُونَ احْتِضَاراً وَمُضَمِّنُونَ أَجْدَاثاً وَكَائِنُونَ رُفَاتاً - وَمَبْعُوثُونَ أَفْرَاداً وَمَدِينُونَ جَزَاءً وَمُمَيَّزُونَ حِسَاباً - قَدْ أُمْهِلُوا فِي طَلَبِ الْمَخْرَجِ وَهُدُوا سَبِيلَ الْمَنْهَجِ - وَعُمِّرُوا مَهَلَ الْمُسْتَعْتِبِ وَكُشِفَتْ عَنْهُمْ سُدَفُ الرِّيَبِ - وَخُلُّوا لِمِضْمَارِ الْجِيَادِ وَرَوِيَّةِ الِارْتِيَادِ - وَأَنَاةِ الْمُقْتَبِسِ الْمُرْتَادِ فِي مُدَّةِ الْأَجَلِ وَمُضْطَرَبِ الْمَهَلِ ( 12929 - 12871 )