( 12837 - 12832 )
قوله عليه السلام : قد ضلّت الحيل ؛
يعنى راه آن چاره انديشيهايى كه در دنيا داشتند وبدان سبب وسيلهء نجات خود را از شرور وأمور ناپسند فرآهم آوردند ، در قيامت بر آنها بسته است . واميدشان قطع مىباشد ؛ زيرا قادر ببازگشت از آخرت به عالم دنيا نيستند ، تا اعمال لازم را كه ترك كردند جبران كنند ، ونسبت به هيچ چيز طمع واميدوارى ندارند .
( 12841 - 12838 )
قوله عليه السلام : وهوت الأفئدة كاظمة
يعنى نفوس انسانها در قيامت ، در نهايت خوارى وبيچارگى قرار دارند ، وبجز رضا وبخشش خداوند به چيزى اميدوار نيستند . لفظ « كظم » چنان كه گذشت استعاره به كار رفته است .
( 12844 - 12842 )
قوله عليه السلام : وخشعت الأصوات :
« صداها به صورت خضوع وخشوع بلند مىشود . » اين كلام امام ( ع ) مانند آيهء كريمهء قرآن است كه فرمود : وخشعت الأصوات للرحمن فلا تسمع الا همسا « 5 » . منظور اين است كه در خواست أهل محشر بزبان حال وبطريق خوارى ، ضعف بيچارگى كه نشانه بندگى ، در برابر جلال وعظمت خداوند مىباشد ، گذشت ورحمت الهى است .
( 12851 - 12846 )
قوله عليه السلام : والجم العرق وعظم الشّفق ؛
لفظ « عرق » استعاره بكار رفته ، وكناية از نهايت رنج وسختى است كه نفس انسانها بر اثر جدائى از زن وفرزند ، هيبت خداوند ، ونامأنوس بودن جهان آخرت در مىيابد . زيرا نتيجة رنج وسختى اين است كه شخص خائف عرق مىكند واز نزول عذاب وكيفر هراسان مىشود . نسبت دادن لگام بستن به عرق نسبت مجازى است .
( 12868 - 12852 )
قوله عليه السلام : وأرعدت الأسماع لزبرة الدّاعى ؛
« گوشها از هيبت كلام دعوت كنندهء به محشر به لرزه مىافتند » اين عبارت امام ( ع ) اشاره به امرى است كه هنگام جدائى براي نفوس در قيامت حاصل مىشود . لفظ « زبرة » استعاره از
هامش
( 5 ) سوره طه ( 20 ) آية ( 108 ) : أصوات براي خدا خاشع مىشوند جز به آهستگى از آنها چيزى شنيده نمىشود .