تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
عنوان استعاره بكار رفته ، بيان كننده اين حقيقت است كه قيام وسر پا بودن نفوس در صحراى محشر از جهت هيبت وعظمت الهى است ؛ چون كمال آنها در اظهار عبوديت وخوارى آنها در مكان حضورشان ، نشانه اطاعتشان مىباشد . ودر صف بودن انسانها استعاره از نظم وترتيب‌شان در علم خداست . چه همهء موجودات در برابر دانش الهى يكسانند ، همچنان كه در يك صف محسوس افراد برابر ومساوى قرار دارند . احتمال ديگر اين كه ، صف بودن انسانها در قيامت استعاره از ترتيب آنها به نسبت قرب حق ودرجات بالا وپايينى باشد كه در آن قرار دارند . ( 12820 - 12819 )

قوله عليه السلام : ينفذهم البصر :

در منظر وديد قرار دارند . اين جمله اشاره به علم خدا نسبت به آنهاست ؛ يعنى خداوند به تمام أهل محشر آگاه ومطّلع است . ( 12823 - 12821 )

قوله عليه السلام : ويسمعهم الدّاعى :

داعى يعنى حكمي كه خداوند بر بازگشت مردمان به محشر صادر مىكند . « اسماع » عمومى بودن حكم را نسبت به تمام انسانها بيان مىكند ، بدين معنى كه هيچ كس قادر نيست از اين حكم عمومى كه نسبت به حضور در محشر صادر مىشود ، خارج شود . ( 12831 - 12824 )

قوله عليه السلام : عليهم لبوس الاستكانة وضرع الاستلام والذّلة ؛

« بر آنها لباس بيچارگى وتسليم وخوارى پوشانده شده است » . اين فراز از كلام امام ( ع ) اشاره به چگونگى وضعي است كه مردگان با ذلّت وخوارى ونهايت ترس ونيازمندى با وجودي كه در قبضهء قدرت الهى گرفتارند ، از گور خارج مىشوند . چنان كه خداوند متعال در اين مورد مىفرمايد : يوم يدع الداع إلى شيئى نكر خشعا ابصارهم يخرجون من الاحداث « 4 » .
هامش
( 4 ) سوره قمر ( 54 ) آية ( 6 و 7 ) : روزى كه دعوت كننده آنها را به امر ناپسندى فرا خواند ، در حالي كه از چشمانشان خضوع وخشوع نمودارست از گورها بيرون مىآيند .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 519 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم