تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
به سوى تو از مكان بلند هبوط كرد نفس ناطقه‌اى كه سزاوار عزّت ونيرومندىّ است « 3 » منظور از لغت « ورقاء » نفس ناطقه مىباشد ، كه به آن هبوط را نسبت داده است . وباز أبو على در نوشته‌اى كه رسالهء طير ناميده مىشود به اين حقيقت اشاره كرده ومىفرمايد : گروهى براي صيد بيرون آمدند . طنابها را نصب كردند ودامها را گستردند وسپس روى آنها دانه افشاندند وخود در ميان گياهان مخفى شدند ومن در ميان جمعيّتى از پرندگان بودم . در اين عبارت نفس را بمنزله پرنده‌اى فرض كرده ، كه در ميان پرندگان قرار داشته است . وجه شباهت ميان نفس وپرندگان در اين استعاره شركت اين دو در سرعت انتقال وتصرّف در أمور متعلق به آنها مىباشد . نفس از محلّى به محلّى انتقال عقلي وپرنده انتقال حسّى پيدا مىكند . هر گاه لفظ « طير » براي نفس استعاره آورده شود ، شايسته چنين استعاره‌اى اين است كه لفظ « وكر » هم براي بدن عارية آورده شود . چون ميان ، لانهء مرغ وبدن ، در مسكن بودنشان براي مرغ ونفس مشاركت است ؛ زيرا نفس بدون بدن ومرغ بدون آشيانه نمىتوانند آرام بگيرند . قوله عليه السلام : وأوجرة السّباع : « أرواح براي حضور در قيامت از پناگاه درندگان خارج مىشوند » كلمه « أوجرة » براي أبدان استعاره آورده شده است . و « سباع » اشاره به نفسهايى است كه مطيع وفرمانبردار قوّه غضبيّه باشند . از ويژگى قوّه خشم وغضب سلطه جوئى وانتقام گيرى است . چنان كه خصلت حيوانات درنده نيز همين است . ( 12808 - 12806 )

قوله عليه السلام : ومطارح المهالك :

« از جايگاه هلاكت بسوى صحراى
هامش
( 3 )هبطت إليك من المكان الارفع * ورقاء الذات تعزّز وتمنّع
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 517 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم